پارت ۴۸

پارت ۴۸
ویو راوی
بد از چند مین جونگ کوک و لنی میرسن جونگ کوک دستش رو حلقه میکنم و لنی دستش رو میگیره و باهم وارد سالن میشن سالنی که از سرمایه‌گذار هایی که زندگیشون رو برای پول میدهن
وقتی وارد سالن شدن همه نگاه ها روی لنی و کوک میفته لنی و جونگ کوک جلو میرن و جناب کیم رو میبینن
لنی سلام بابا
جونگ کوک سلام آقای کیم
سان ها سلام بچه ها جئون با من راحت باش
جونگ کوک باشه
لنی و کوک بد از کمی حرف زدن میرن پیش لورا و تهیونگ
( حدودای ۳۰ مین شد بود که مشغول حرف زدن بودن که)
صدای بلند گو میاد جناب کیم و جئون بودن
کیم: سلام به همگی خیلی خوشحالم که امروز کناره ما هستین این رویداد برای دختر عزیزم و داماد آینده ام جئون جونگ کوک هست

جناب جئون: سلام همون طوری که میدونید قرار اتحاد دو تا از بزرگ ترین شرکت های کره رو علام کنیم ممنون میشم تا از پسرم و عروس قشنگم دعوت کنم بیان روی صحنه
[ جونگ کوک و لنی با هم میرن روی صحنه]
جونگ کوک: سلام به همه از پدرم و آقای کیم ممنون که برای من و لنی دارن همچین کاری رو میکنن همینجا سوگند یاد کرد که به خوبی از شرکت ها و سرمای ملی مراقبت میکنم
*صدای دست زدن *
لنی: سلام به همگی از همه طون ممنونم که اینجا اومدن برای یکی شدن شرکت ها از پدرم و آقای جئون ممنون بابت این کار بزرگ
*صدای دست زدن *
( جونگ کوک و لنی از استیج پایین میرن و میرن پشت میز میشینن)
جونگ کوک چوگیا عالی بود دورت بگردم
لنی مرسی عشقم تو هم عالی بودی
...................................

لورا لنی عالی بودی
لنی مرسی
لورا یچیزی کشف کردم
لنی چی
لورا خر ها هم میتونن مثل آدم حرف بزنن
لنی یااااا(خنده)
ته عالی بودی پسر
جونگ کوک مرسی

جونگ کوک و لنی نشسته بودن که یه دختر با لباس خیلی باز میاد جلوی حونگ کوک و روی پاش میشینه
جونگ کوک وقتی اونو میبینه سریع هلش میده و میگه چیکار میکنی تو

هانا :یعنی چی جیکار میکنی کوک همون کاری که همیشه انجام میدم
کوک :میفهمی داری چی میگی
هانا :نه عشقم
لنی :کوک این چی میگه
کوک : به قرآن منم نمیدونم
هانا :وای کوک عشقم تو خودت گفتی که بیام جلوی لنی رو پات بشینم
کوک :میفهمی چی داری برای خودت بلغور میکنی
هانا :اره دیگه عشقم

بورام(از تو هدفون میگه) آفریده‌اند همین جوری ادامه بده
_______________________
#سناریو_بی_تی #فیک #فیک_بی_تی_اس #فیک_تهیونگ #فیک_جونگ_کوک #فیک_از_جونگکوک #فیکشن #رمان_از_بی_تی_اس #رمان_تهیونگ #چندپارتی #تک_پارتی
دیدگاه ها (۱۵)

The unwanted Roommate ویو جئون جونگ کوک: از امروز که وارد شر...

### پشت نقاب عشق 💗**پارت اول از هفت پارت****نویسنده: جئون جن...

?𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

Love and the MoonPart 50ویو یونا● بعد از چند دقیقه به شرکت ر...

پارت ۱۲: جلسه‌ای که نباید برگزار می‌شد 😂صبح روز بعد، تهیونگ ...

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

پنهان عشق

یونگی: من که گفتم روانی هستم حالا زود باش قبول میکنی یا نهها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط