یک روزپلیس راه جلوی یه ماشینی رو میگیره بهش میگه اقای عزی
یک روزپلیس راه جلوی یه ماشینی رو میگیره بهش میگه اقای عزیز شما بخاطر بستن کمربند ایمنی پنجاه هزار تومن برنده شدین با این پول میخوای چیکار کنی
راننده کمی فکر می کنه ومیگه میرم گواهی نامه میگیرم زنی که بغل دست راننده نشسته بود ه میگه جناب سروان شوهرم موقعی که مست میشه چرت وپرت زیاد میگه تو صندلی عقب یه یارو که خواب بوده واز سروصدا بلند میشه وتو باغ نبوده میگه از اول گفتم با ماشین دزدی نمیشه فرار کرد .یه دفعه یکی از تو صندوق عقب ماشین داد میزنه چی شد پس از مرز گذشتیم ؟!؟!؟!o_O
راننده کمی فکر می کنه ومیگه میرم گواهی نامه میگیرم زنی که بغل دست راننده نشسته بود ه میگه جناب سروان شوهرم موقعی که مست میشه چرت وپرت زیاد میگه تو صندلی عقب یه یارو که خواب بوده واز سروصدا بلند میشه وتو باغ نبوده میگه از اول گفتم با ماشین دزدی نمیشه فرار کرد .یه دفعه یکی از تو صندوق عقب ماشین داد میزنه چی شد پس از مرز گذشتیم ؟!؟!؟!o_O
- ۴.۴k
- ۱۹ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط