{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_________

_________
شب است و سکوت است و ماه است و من
فغان و غم اشک و آه است و من
شب و خلوت و بغض نشکفتهام
شب و مثنویهای ناگفتهام
شب و نالههای نهان در گلو
شب و ماندن استخوان در گلو
من امشب خبر میکنم درد را 
که آتش زند این دل سرد را
بگو بشکفد بغض پنهان من
که گل سرزند از گریبان من
مرا کشت خاموشی نالهها 
دریغ از فراموشی لالهها
کجا رفت تأثیر سوز و دعا؟ 
کجایند مردان بیادّعا؟
کجایند شورآفرینان عشق؟
علمدار مردان میدان عشق
کجایند مستان جام الست؟
دلیران عاشق، شهیدان مست
همانان که از وادی دیگرند
همانان که گمنام و نامآورند
هلا، پیر هشیار درد آشنا! 
بریز از می صبر، در جام ما
من از شرمساران روی توام
ز دُردی کشان سبوی توام
غرورم نمیخواست این سان مرا
پریشان و سر در گریبان مرا
غرورم نمیدید این روز را 
چنان نالههای جگرسوز را
غرورم برای خدا بود و عشق
پل محکمی بین ما بود و عشق
نه، این دل سزاوار ماندن نبود
سزاوار ماندن، دل من نبود
من از انتهای جنون آمدم
من از زیر باران خون آمدم
از آنجا که پرواز یعنی خدا
سرانجام و آغاز یعنی خدا ____________________________________
دیدگاه ها (۸)

_________شب است و سکوت است و ماه است و من فغان و غم اشک و آه...

شب است و سکوت است و ماه است و من فغان و غم اشک و آه است و من...

کجا رفت تأثیر سوز و دعا؟کجایند مردان بی ادعا؟کجایند شورآفرین...

کجایند مردان بی‌ادّعا؟😔شب است و سکوت است و ماه است و منفغان ...

🌹راز شبشب است و سکوت است و ماه است و منفغان و غم اشک و آه اس...

خدا به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگردا...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط