مربی موتور سوار

part 28


تهیونگ ات رو رسوند اما ات جلو خونش یا شخصی رو به رو شد

مرد پشتش به ات بود و ات گفت

ات . شما کی هستید ؟

مرد برگشت و ات با دیدن چهره ی اون کاملا از هم پاشید

کمی عقب رفت و تهیونگ از ماشین پیاده شد

اومد جلو و کنار ات وایساد مرد اروم اروم جلو اومد و گفت

* . سلام ات

ات . اینجا چیکار میکنی ( حالت ترسیده و سرد

مرد . اومدم دوست دخترمو ببینم

تهیونگ . چیشده ؟

مرد . این کیه ؟( رو به ات

قضیه برمیگرده به ۷ سال پیش زمانی که ات هنوز یه تینیجر بود و آنچنان تو بوکس حرفه ای نبود این مرد که اسمش نیک هست با ات با هم تو رابطه بودن اما این مرد یه روز کاری با ات کرد که اون از اون روز از تمام مرد ها نفرت داشت و می‌ترسید و بخاطر اینکه از نیک انتقام بگیره نقشه هایی کشید اما بخاطر ترسش بیخیالش شد

نیک . ات نمیخوای تو خونه ازم استقبال کنی ؟

تهوینگ که متوجه ی موقعیت شده بود گفت .

ته . ات عزیزم میخوای بگی این کیه و چی میگه ؟
.
.
.
.
ادامه دارد...

۱۰ دیقه بعد از اولین کامنت پارت بعد اپ میشه
دیدگاه ها (۲۵)

ادامه اگه روز مرد براشون کادو بخریم :تاکئومی : ات : تاکئومی ...

چند روز دیگه هم گذشت.ات اون شب توی اتاقش نشسته بود و به پنجر...

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۶: مردی که جونگوک رو می‌شناختسکوت سن...

این پایین رو ببین🤭🎀عروسک من😈🔞پارت بیست دو از ماشین پیاده شدم...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

Heir of Light and Darknesspart : 19جونگ‌کوک هنوز دست تهیونگ ...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت نهمصبح روز بعد، یونا روی مبل نشس...

پارت ۴۳

گمشده در روشنایی. P 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط