وقتی برات قلدری میکنن و تو دانش آموز انتقالی هستی
چانگبین
امروز روز دومت بود و خوشبختانه تونستی روز اول رو بدون هیچ در سری پشت سر بزاری و چون آدم اجتماعی و برونگرایی بودی خیلی زود دوتا دوست پیدا کردی که اونا درباره قلدرهای مدرسه بهت هشدار داده بودن ولی تو خیلی جدی نمیگرفتیم و فکر میکردی اونا دارن زیادی بزرگش میکنن سر کلاس ورزش بودین که چانگبین به خاطر بدن عضله ای و ورزش های که میکرد نماینده اون کلاس انتخاب شده بود اما به جای اینه به بچه ها ورزش کردن یاد بده براشون قلدری میکرد و کارشون میزد مخصوصا اون روز که دبیر ورزش اون نیامده بود که چانگبین اینبار هم داشت یه پسرو کتک میزد که تو از دوستان دور شدی تا جلوی چانگبین رو بگیری
+هی هی هی چیکار میکنی کشتیش عوضی
چانگبین:چی؟(پوزخند)هی این کوچولو رو بیارین پشت مدرسه
زیر دستای چانگبین تورو بردن پشت مدرسه چانگبین هم تاجایی که میتونست کتکت زد و بعدم چسبوندت به دیوار و گفت
چانگبین:به نفعته که دیگه تو کار من دخالت نکنی بچه دفعه بعدی بهت رحم نمیکنم
.............................................................................
هیونجین
وقتی اون نگاه خیره رو روی خودت حس کردی خیلی بهت فشار اومد تو دختر خجالتی و آرومی بودی که دلیل انتقالی گرفتن از مدرسه قابلیت همین قلدری بود و نگران بودی که نکنه اینجا ام کسی برات قلدری کنه پس سعی کردی خیلی توی چشم نباشی که صدای زنگ ناهارو شنیدی وسایلت رو توی کیفت گذاشتی و تنهایی راه افتادی سمت سالن ناهار خوری ظرف غذاتو پر کردی و پشت یه میز نشستی و با گوشیت پر میرفتی و با دوستات که توی مدرسه قابلیت بودن حرف میزدی که حس کردی به چیزی روی سرت داره ریخته میشه از جان بلند شدی و هیونحین رو روبه روت دیدی که پاکت شیری توی دستش بود و داشت اونو روی سرت میریخت و چون خجالت میکشید و میترسید که برات قلدری کنه چیزی بهش نگفتی
هیونجین:اومدممم من خیلی شیر دوست ندارم مال تو(پوزخند)
+...
هیون جین کل پاکت شیر رو روی سرت خالی کرد و بعد گوشیتو از روی میز برداشت و پیام هاتو بلند بلند خوند توام همینجوری داشتی از خجالت آب میشدی هیون جین گوشیتو روی میز انداخت
هیونجین:هومم چقد خسته کننده خیله خب به زندگی جهنمیت توی این مدرسه خوش اومدی و بعدم لبخندی بهت زده و از اونجا رفت
دوستون دارم کیم لارا✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چند پارتی
امروز روز دومت بود و خوشبختانه تونستی روز اول رو بدون هیچ در سری پشت سر بزاری و چون آدم اجتماعی و برونگرایی بودی خیلی زود دوتا دوست پیدا کردی که اونا درباره قلدرهای مدرسه بهت هشدار داده بودن ولی تو خیلی جدی نمیگرفتیم و فکر میکردی اونا دارن زیادی بزرگش میکنن سر کلاس ورزش بودین که چانگبین به خاطر بدن عضله ای و ورزش های که میکرد نماینده اون کلاس انتخاب شده بود اما به جای اینه به بچه ها ورزش کردن یاد بده براشون قلدری میکرد و کارشون میزد مخصوصا اون روز که دبیر ورزش اون نیامده بود که چانگبین اینبار هم داشت یه پسرو کتک میزد که تو از دوستان دور شدی تا جلوی چانگبین رو بگیری
+هی هی هی چیکار میکنی کشتیش عوضی
چانگبین:چی؟(پوزخند)هی این کوچولو رو بیارین پشت مدرسه
زیر دستای چانگبین تورو بردن پشت مدرسه چانگبین هم تاجایی که میتونست کتکت زد و بعدم چسبوندت به دیوار و گفت
چانگبین:به نفعته که دیگه تو کار من دخالت نکنی بچه دفعه بعدی بهت رحم نمیکنم
.............................................................................
هیونجین
وقتی اون نگاه خیره رو روی خودت حس کردی خیلی بهت فشار اومد تو دختر خجالتی و آرومی بودی که دلیل انتقالی گرفتن از مدرسه قابلیت همین قلدری بود و نگران بودی که نکنه اینجا ام کسی برات قلدری کنه پس سعی کردی خیلی توی چشم نباشی که صدای زنگ ناهارو شنیدی وسایلت رو توی کیفت گذاشتی و تنهایی راه افتادی سمت سالن ناهار خوری ظرف غذاتو پر کردی و پشت یه میز نشستی و با گوشیت پر میرفتی و با دوستات که توی مدرسه قابلیت بودن حرف میزدی که حس کردی به چیزی روی سرت داره ریخته میشه از جان بلند شدی و هیونحین رو روبه روت دیدی که پاکت شیری توی دستش بود و داشت اونو روی سرت میریخت و چون خجالت میکشید و میترسید که برات قلدری کنه چیزی بهش نگفتی
هیونجین:اومدممم من خیلی شیر دوست ندارم مال تو(پوزخند)
+...
هیون جین کل پاکت شیر رو روی سرت خالی کرد و بعد گوشیتو از روی میز برداشت و پیام هاتو بلند بلند خوند توام همینجوری داشتی از خجالت آب میشدی هیون جین گوشیتو روی میز انداخت
هیونجین:هومم چقد خسته کننده خیله خب به زندگی جهنمیت توی این مدرسه خوش اومدی و بعدم لبخندی بهت زده و از اونجا رفت
دوستون دارم کیم لارا✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چند پارتی
- ۷۲.۸k
- ۰۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط