‌وقتی میان همهمه ها بی صدا شدی

‌وقتی میان همهمه ها بی صدا شدی
یعنی به عشق و دردسرش مبتلا شدی

مَنعم مکن ز گریه که این گریه‌ی‌ غم است
تو اشک شوق بودی و از من جدا شدی

با رفتنت اگرچه کنار آمدم ولی
با دشمنم چگونه ؟ کجا آشنا شدی؟

دنیا همیشه دار مکافات بوده است
من بی وفا قبول، تو هم بی وفا شدی

ای بغض مانده کنج گلویم چه کرده‌ای
همچون صدف دهان که گشودم رها شدی

پیراهنت شبیه دعا بر تن من است
خیلی عجیب نیست برایم خدا شدی

وصی پور
دیدگاه ها (۱)

وقتی ميان همهمه ها بی صدا شدیيعنی به عشق و دردسرش مبتلا شدیم...

🌱🍒از خواب سیب سرخ، بیدارم نکن دنیادر سایه سار باغ گل، خارم ن...

#شهادت_ باب الحوائج امام موسی کاظم علیه السلام تسلیت باد #ام...

معین صباغ مقدم شاعر زاهدانی

مستی با آن صدا و لحن مخصوص خودش با حالتی سرشار از مهربانی و ...

شب میلاد آقا رسول الله و امام صادق صلوات الله علیهم بر مولا ...

عباس گودرزی

فصل چهارمبا صدای زنگ موبایلم، چشم گشودم. دست دراز کردم و گوش...

#پارت_251با بغض پلک زدم که اشکم بی اختیار روی گونه ام چکید.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط