از دیده ی دل پرده ی پندار گرفتیم

از دیده ی دل پرده ی پندار گرفتیم
تا رخصت نظّارهٔ دیدار گرفتیم

بستیم چو از رد و قبول دگران چشم
تشریف قبول #نظر_یار گرفتیم

نشنید کسی حرف زیاد از دهن ما
#گفتار به اندازهٔ #کردار گرفتیم

خون دل ما بی گنهان حوصله سوز است
از چشم سیه مست تو اقرار گرفتیم

اوّل قدم از #آرزو ی خویش گذشتیم
تا ساغر وصل از کف #دلدار گرفتیم

سرتاسر آفاق چو #خورشید دویدیم
تا جای در آن سایهٔ دیوار گرفتیم

شد شارع کثرت بلد عالم وحدت
ما گوشهٔ خلوت سر بازار گرفتیم

چون #شبنم افتاده به خورشید رسیدیم
از همّت خود #قافله_سالار گرفتیم

از تلخی دشنام حزین ، ذائقه مست است
ما کام خود آخر ز لب #یار گرفتیم


✍️ #حزین_لاهیجی

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۰)

🗓️ به‌ مناسبت سالروز بزرگداشت #حافظ، معروف‌ترین و محبوب‌ترین...

صد دانه یاقوتدسته به دستهبا نظم و ترتیبیک جا نشستههر دانه‌ای...

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

#مال از بهر آسایش #عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی...

بزرگ‌ترین حبسیه‌سرایان تاریخ ادبیات ایران چه کسانی بودند؟از ...

دست #عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط