{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه از عشق، فقط لطمه زدن را بلدیم

گرچه از عشق، فقط لطمه زدن را بلدیم
گرچه چندیست که بی روح تر از هر جسدیم
گرچه در خوب ترین حالت مان نیز بدیم
جز در خانه ارباب، دری را نزدیم
روزگاریست که ما رعیت این خانه شدیم
سجده شکر برآریم که دیوانه شدیم
از همان لحظه که مهرش به دلم پرچم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
بنده عشقمو مجنون حسین بن علی ع
در رگم نیست به جز خون حسین بن علی ع
به همان کس که به میزان خدا هست محک
هرکجا سفره عشق است حسین ع است نمک
روح در جسم که باشد همه جا،جا دارد
عشق با نام حسین ع است که معنا دارد
دیدگاه ها (۷)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

گر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیم گر چه چندی است که بی روح ...

اینم مخصوص عاشقان ناب اربابگر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدی...

اینم مخصوص عاشقان ناب اربابگر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدی...

اینم مخصوص عاشقان ناب اربابگر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدی...

اینم مخصوص عاشقان ناب اربابگر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدی...

گر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیم گر چ...

یا سیدالشهدا(ع)گر چه از عشق فقط لاف زدن را بلدیمگر چه چندی ا...

گرچه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیمگرچه اندیست که بی روح تر از...

گر چه از عشق فقط لطمه زدن را بلدیم گر چه چندی است که بی روح ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط