در هوای یاد تو نام رفیق بر تو کم است
در هوای یاد تو نام رفیق بر تو کم است
تو چنان خوبی ک دل از دوریت در ماتم است
من همیشه جای دوست ، تو را برادر خوانمت
تو بیش از یک رفیقی من برادر دانمت
گفت حال تو چرا گشته چنین زار و خراب
گفتمش باز مرا گرفته است جام شراب
گفت اگر مستی ازین راست هم گویی جواب
گفتمش باز دلم دسته گلی داده به اب
گفت نام گل تو گفتم از ان بی خبرم
مستم اما نه چنین مست که نامش ببرم
گر تو هم نام نگارت نبری نیک تر است
گر چو پروانه بسوزی و ننالی هنر است
تو چنان خوبی ک دل از دوریت در ماتم است
من همیشه جای دوست ، تو را برادر خوانمت
تو بیش از یک رفیقی من برادر دانمت
گفت حال تو چرا گشته چنین زار و خراب
گفتمش باز مرا گرفته است جام شراب
گفت اگر مستی ازین راست هم گویی جواب
گفتمش باز دلم دسته گلی داده به اب
گفت نام گل تو گفتم از ان بی خبرم
مستم اما نه چنین مست که نامش ببرم
گر تو هم نام نگارت نبری نیک تر است
گر چو پروانه بسوزی و ننالی هنر است
- ۱.۰k
- ۲۶ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط