عشق ممنوعه
لطفا قبل اینکه داستانو بخونید یک ورق بزنید
تیتراژ اول هست
وسیع کنید کل این عکس هاو ویدیوهارو یکجاورق نزنید وبامنپیشبریدتاداستان جذاب تر بشه براتون والان یک ورق بزنید وتیتراژو ببینید
نکته :این قسمت الان آیندسویومیکوچیکه
وقهرمانا بزرگن مثل دکو واوراراکا وفاروغو تحصیل شدن
-------------------------------------------------------
یومی:مامان نگاه چطور قهرمانه دهن تبهکاررو سرویس میکنه😃😈
مامان :مامان اره عزیزم😅
نکته:مامان یومی میدونه که یومی مجبور قهرمان شه چون ۷ تا قدرت داره ومسئولیتبزرگی داره
-۱)اتش برای مخفی کردن ۶ قدرت دیگه🦋
(-۲زمان میتونه باهاش زمانو به عقب وجلو ببره وتو زمان سفرکنه محدودیت خون از چشم🦋
ایست زمان زمانو نگه میدار بهاش سرفه خون (-۳🦋
(-۴دیوار محافظ 🦋
(-۵ پاک کردن ذهن بهاش خون از بینی🦋 وسردرد
(-۶قدرت آفتاب پرست میتونه به حرکی میخواد تبدیل شه بهاش بدن درد🦋
-۷ شفا دهندگی میتونه زخم هارو درمان کنه🦋
خواهر دقلوم سایو:یومی چان بیا ناهار یهو میپر بغلم این بمب موشکی😈
داداشم سایکوولش کن سایو خفه شد بند خدا😑
سایو:نه بابا حالش خوبه😏
یومی:س.س سایو ولم کن خفه شدم😫
راستی ما اینجا همه ۷ سالمون بوده
وبعدش رفتیم ناهار خوردیم همه چی خوب بود تااینکه من ۱۰ساله شدم سایو وسایکو
رفتن خارج از کشور ولی من نرفتم چرا؟
چون نمیخواستم کشورموترککنمواینکه میخواستم کنار مادرپدرم بمونم
ولی بازم همچی بهتر بود
تااینکهمن ۱۳ سالم شد
یک شب مادرم گفت عزیزمشب سر میز نار باش کارت داریم من باشه
مادرم اون شب لباش قهرمانیشو آورد وداد بهم چون اونم قدرت های منو داشت
گفت این لباس قهرمانی مال تو یومی وقتی ۱۵ سالت بشه بکارت میاد
من مامان چرا؟؟؟
مامانم :نفس امیقیکشیدوگریشوقورتدادوگفتعزیزمما
وقتی تو۱۴ ساله شیم میمیریم
من :من اولش رنگم پرید وگفتم داری شوخی میکنی مگهنه مامان😭
..............ادامه قسمت ۲ اگه خوشتون آمد ادامه بدم
وحالا میتونید تیتراژ پایانی رو ببینید
تیتراژ اول هست
وسیع کنید کل این عکس هاو ویدیوهارو یکجاورق نزنید وبامنپیشبریدتاداستان جذاب تر بشه براتون والان یک ورق بزنید وتیتراژو ببینید
نکته :این قسمت الان آیندسویومیکوچیکه
وقهرمانا بزرگن مثل دکو واوراراکا وفاروغو تحصیل شدن
-------------------------------------------------------
یومی:مامان نگاه چطور قهرمانه دهن تبهکاررو سرویس میکنه😃😈
مامان :مامان اره عزیزم😅
نکته:مامان یومی میدونه که یومی مجبور قهرمان شه چون ۷ تا قدرت داره ومسئولیتبزرگی داره
-۱)اتش برای مخفی کردن ۶ قدرت دیگه🦋
(-۲زمان میتونه باهاش زمانو به عقب وجلو ببره وتو زمان سفرکنه محدودیت خون از چشم🦋
ایست زمان زمانو نگه میدار بهاش سرفه خون (-۳🦋
(-۴دیوار محافظ 🦋
(-۵ پاک کردن ذهن بهاش خون از بینی🦋 وسردرد
(-۶قدرت آفتاب پرست میتونه به حرکی میخواد تبدیل شه بهاش بدن درد🦋
-۷ شفا دهندگی میتونه زخم هارو درمان کنه🦋
خواهر دقلوم سایو:یومی چان بیا ناهار یهو میپر بغلم این بمب موشکی😈
داداشم سایکوولش کن سایو خفه شد بند خدا😑
سایو:نه بابا حالش خوبه😏
یومی:س.س سایو ولم کن خفه شدم😫
راستی ما اینجا همه ۷ سالمون بوده
وبعدش رفتیم ناهار خوردیم همه چی خوب بود تااینکه من ۱۰ساله شدم سایو وسایکو
رفتن خارج از کشور ولی من نرفتم چرا؟
چون نمیخواستم کشورموترککنمواینکه میخواستم کنار مادرپدرم بمونم
ولی بازم همچی بهتر بود
تااینکهمن ۱۳ سالم شد
یک شب مادرم گفت عزیزمشب سر میز نار باش کارت داریم من باشه
مادرم اون شب لباش قهرمانیشو آورد وداد بهم چون اونم قدرت های منو داشت
گفت این لباس قهرمانی مال تو یومی وقتی ۱۵ سالت بشه بکارت میاد
من مامان چرا؟؟؟
مامانم :نفس امیقیکشیدوگریشوقورتدادوگفتعزیزمما
وقتی تو۱۴ ساله شیم میمیریم
من :من اولش رنگم پرید وگفتم داری شوخی میکنی مگهنه مامان😭
..............ادامه قسمت ۲ اگه خوشتون آمد ادامه بدم
وحالا میتونید تیتراژ پایانی رو ببینید
- ۸.۹k
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط