یک خاطره خوب وبجا از ابراهیم هادی :
یک خاطره خوب وبجا از ابراهیم هادی :
یك شب به اصرار من به جلسه عیدالزهراء رفتیم، فكر میكردم ابراهیم كه عاشق حضرت صدیقهست خیلی خوشحال میشه. مداح جلسه، مثلاً برای شادی حضرت زهرا(س) حرفای زشت و نامربوطی رو به زبان میآورد، اواسط جلسه ابراهیم به من اشاره كرد و با هم از جلسه بیرون رفتیم.
" ابراهیم در حالی كه آرامش همیشگی رو نداشت رو به من كرد و در حالیكه دستش رو تكان میداد گفت: توی این جور مجالس خدا پیدا نمیشه، همیشه جایی برو كه حرف از خدا و اهل بیت باشه" و چند بار این جمله رو تكرار كرد.
بعدها وقتی نظر علماء رو در مورد این مجالس و ضرورت حفظ وحدت مسلمین مشاهده كردم به دقت نظر ابراهیم بیشتر پی بردم.
منبع: کتاب سلام بر ابراهیم؛ زندگی شهید ابراهیم هادی
یك شب به اصرار من به جلسه عیدالزهراء رفتیم، فكر میكردم ابراهیم كه عاشق حضرت صدیقهست خیلی خوشحال میشه. مداح جلسه، مثلاً برای شادی حضرت زهرا(س) حرفای زشت و نامربوطی رو به زبان میآورد، اواسط جلسه ابراهیم به من اشاره كرد و با هم از جلسه بیرون رفتیم.
" ابراهیم در حالی كه آرامش همیشگی رو نداشت رو به من كرد و در حالیكه دستش رو تكان میداد گفت: توی این جور مجالس خدا پیدا نمیشه، همیشه جایی برو كه حرف از خدا و اهل بیت باشه" و چند بار این جمله رو تكرار كرد.
بعدها وقتی نظر علماء رو در مورد این مجالس و ضرورت حفظ وحدت مسلمین مشاهده كردم به دقت نظر ابراهیم بیشتر پی بردم.
منبع: کتاب سلام بر ابراهیم؛ زندگی شهید ابراهیم هادی
- ۱.۲k
- ۱۷ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط