قند و پند پارسی (قسمت چهارم)
همه چیز را همگان دانند
شاهنشاه خسرو انوشیروان ساسانی، که خود اهل دانش و آگاهی بود و دانشمندان را بسیار گرامی میداشت، دروازههای مملکت را بهسوی دانشمندان تمام ملل باستان گشوده بود.
روزی دانشمندی از امپراطوری روم، به دربار خسرو انوشیروان آمد و به دربار و کشور ایران پناهنده شد، شاهنشاه خسرو انوشیروان، او را بسیار گرامی داشت و به او جایگاهی رفیع داد.
چند روز بعد این دانشمند رومی، در مقابل چشمان خسرو انوشیروان، با دانشمند ایرانی، بزرگمهر حکیم مواجه شد؛ شاهنشاه خسرو انوشیروان برای اینکه به دانشمند رومی ثابت کند در ایران دانشمندان بهتر و داناتری زندگی میکنند، رو به بزرگمهر کرد و گفت :( ای حکیم، آیا همهچیز در این عالَم، تو دانی؟)
بزرگمهر پاسخ داد ( نه )
شاهنشاه خسرو انوشیروان که با شنیدن این پاسخ، درمقابل دانشمند رومی، احساس شرمندگی میکرد، باز پرسید ( پس همهچیز را که داند؟ )
بزرگمهر پاسخ داد (همهچیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاده نشدهاند)
#ایران
#نژاد_آریایی
#قند_و_پند_پارسی
شاهنشاه خسرو انوشیروان ساسانی، که خود اهل دانش و آگاهی بود و دانشمندان را بسیار گرامی میداشت، دروازههای مملکت را بهسوی دانشمندان تمام ملل باستان گشوده بود.
روزی دانشمندی از امپراطوری روم، به دربار خسرو انوشیروان آمد و به دربار و کشور ایران پناهنده شد، شاهنشاه خسرو انوشیروان، او را بسیار گرامی داشت و به او جایگاهی رفیع داد.
چند روز بعد این دانشمند رومی، در مقابل چشمان خسرو انوشیروان، با دانشمند ایرانی، بزرگمهر حکیم مواجه شد؛ شاهنشاه خسرو انوشیروان برای اینکه به دانشمند رومی ثابت کند در ایران دانشمندان بهتر و داناتری زندگی میکنند، رو به بزرگمهر کرد و گفت :( ای حکیم، آیا همهچیز در این عالَم، تو دانی؟)
بزرگمهر پاسخ داد ( نه )
شاهنشاه خسرو انوشیروان که با شنیدن این پاسخ، درمقابل دانشمند رومی، احساس شرمندگی میکرد، باز پرسید ( پس همهچیز را که داند؟ )
بزرگمهر پاسخ داد (همهچیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاده نشدهاند)
#ایران
#نژاد_آریایی
#قند_و_پند_پارسی
- ۱.۸k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط