{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بس سخت گرفتیم به آسان نرسیدیم

بس سخت گرفتیم به آسان نرسیدیم
ماندیم در آغاز و به پایان نرسیدیم

صد وعده شنیدیم از این اهل تظاهر
عمریست خرابیم و به سامان نرسیدیم

ما تشنه دلان منتظر ابرِ بهاریم
بر آب نشستیم و به باران نرسیدیم

گردی ست بجا مانده از آن قافله سالار
هیهات، دویدیم و به یاران نرسیدیم

دردی ست در این سینه که مرهم نتوانیم
دیری ست دچاریم و به درمان نرسیدیم

صد سال در این بادیه سرگرم خداییم
ما زیره به دستیم وبه کرمان نرسیدیم...
دیدگاه ها (۱)

از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش یکبار در عمرت قدمی هم نفسم ...

✨تمام قلب کوچکم✨ نثار لحظه‌های تو✨تمام عشق پاک من✨ فدای یک ن...

هرکسی یاری در این کاشانه دارد؛ من تو را...یک هدف از رفتن میخ...

چنان می تازد اندوهت، که انگاری سر آوردهصدای خنده ات امشب غمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط