{کوسوریا = خاطرات یک داروساز}

{کوسوریا = خاطرات یک داروساز}
°
«لولان»

°
(چقدر شبیه پدر و مادرشونن پارت سوم)
(پارت‌های بعدی برای فردا)
︶꒷꒦︶⊹⁺︶꒷꒦︶⊹⁺︶꒷꒦︶⊹⁺︶꒷꒦︶⊹⁺︶꒷꒦︶⊹⁺
من توی پیجم کلی ادیت ، چالش ، فکت ، معرفی انیمه، اخبار انیمه ای دارم برات که نمی تونی اونارو هیچ جایی دیگه ای پیدا کنی پس قلب این پستو قرمز کن دکمه فالو رو هم بزن ⁦(⁠ ⁠◜⁠‿⁠◝⁠ ⁠)⁠♡⁩
دیدگاه ها (۰)

[کوسوریا = خاطرات یک داروساز](ادیت)•{جینشی}{مائومائو}•«بعد ا...

[کوسوریا = خاطرات یک داروساز](اخبار انیمه ای)•{بازیگر ها لای...

[کوسوریا = خاطرات یک داروساز](ادیت)•{جینشی}•«چقدر حق بود»  ⠀...

[کوسوریا = خاطرات یک داروساز](اخبار انیمه ای)•{قسمت اول فصل ...

[کوسوریا = خاطرات یک داروساز](ادیت)•{مائومائو}•«بزارید یه رو...

[کوسوریا = خاطرات یک داروساز](ادیت)•{مائومائو}•«یه نصیحت از ...

[کوسوریا = خاطرات یک داروساز](عکس ست)•{جینشی}{مائومائو}•«چه ...

[کوسوریا = خاطرات یک داروساز]•{مائومائو}{جینشی}•«من باز نقاش...

[کوسوریا = خاطرات یک داروساز](ادیت)(کاسپلی)•{همی خانم ها}•«خ...

[کوسوریا =خاطرات یک داروساز](عکس ست)•{مائومائو}{جینشی}•«چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط