در کنجِ قفس میکُشَدَم حسرتِ پرواز

در کنجِ قفس میکُشَدَم حسرتِ پرواز

با بال و پرِ سوخته پرواز چه سازم؟

گفتم که دل از مهرِ تو برگیرم و هیهات

با اینهمه افسونگری و ناز چه سازم؟
دیدگاه ها (۱)

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

فردا فردا کردن

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

▪️مادر که باشی تا آخر دنیا هم دل‌نگران فرزندی!اینکه فرزندت چ...

🌿🌾🌿#نیایش_شبانگاهی پروردگارا....حال که منت نهادی و روزی دیگر...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

☀️«طلوعِ تراز؛ مهندسیِ نور و امید در دکترینِ حَد»📝 متن صبح ا...

جاده بی راهه

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿.دلبسته به تو بودم و غمخوار نبودیافسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط