پست اول | دشمنی هم شناخت میخواد
یه سیاستمدار مسلمان و مصریتبار در انتخابات میشیگان رأی آورده و حالا عدهای چنان ذوقزده شدن که انگار اتفاقی در جبهه خودی افتاده!
حالا سؤال اینه: همونهایی که کل ساختار سیاسی آمریکا رو با شعار «مرگ بر آمریکا» هدف میگیرن، این حجم از هیجان برای پیروزی یک نفر در انتخابات همون ساختار رو چطور توضیح میدن؟
رأی آورده؟ مبارکش باشه. اگر بخشی از سازوکار انتخاباتیشون قابل تحسینه، تحسینش کنید. اما نمیشه یک روز تمام آن ساختار رو مظهر دشمنی بدونید و روز دیگه، وقتی نتیجه مطابق سلیقهتونه، از دستاورد همون ساختار ذوقزده بشید.
بالاخره موضعتون با خودتون چند چنده؟
مسئله من حمایت یا مخالفت با یک نامزد انتخاباتی نیست؛ مسئله، معیارهای دوگانه و دشمنیِ بیمعیاره. اگر دشمنیتون دلیل داره، اون دلیل رو بشناسید. اگر نقدی دارید، مصداقش رو گم نکنید. شعار وقتی جای شناخت رو بگیره، بیشتر از اینکه به دشمن ضربه بزنه، قدرت تشخیص خودتون رو از بین میبره.
دفعه پیش هم همین مسئله بود.
درست در مقطعی که مذاکرات مطرح بود و اسرائیل در تقابل مستقیم با ما قرار داشت، بخشی از فضای رسانهای و تریبونها چنان روی آمریکا و خونخواهی رهبر شهید متمرکز شد که یک سؤال جدی به وجود اومد: چرا اسرائیل، با وجود نقش مستقیمش، در حاشیه توجه عمومی قرار گرفت؟
من درباره نیت افراد حکم صادر نمیکنم؛ نه بحثم جاسوسی و این حرفهاست، نه ادعای کشف یک تشکیلات پنهان دارم. بحث من جهتدهی افکار عمومی و جابهجایی اولویتهاست.
مواضع سید علی خمینی، احمد خاتمی و چهرههای رسانهای رو دنبال میکردم و میکنم. این سؤال از دل همون مواضع و فضای اون روزها شکل گرفت، نه از حدس و خیال.
چرا در اون مقطع، اینهمه اصرار بر محوریت آمریکا وجود داشت؟ چرا نقش اسرائیل به حاشیه رفت؟ چرا کسی نپرسید این تمرکز یکطرفه، در عمل به سود چه کسی تموم میشه؟
احساسات مردم رو با خونخواهی رهبر شهید به میدان آوردن، اما جهت این احساسات هم مهمه. حرمت خون، مجوز تعطیل کردن قدرت تشخیص نیست.
و خطاب به کسانی که ممکنه برای توجیه رفتار امروز خودشون به سخنان رهبر شهید درباره تندروها استناد کنن:
هر حرفی زمان، مخاطب و شرایط خودش رو داره. دفاع از یک گروه در یک موقعیت، مجوز همیشگی برای هر رفتار مشابهی در هر شرایطی نیست. از اعتبار رهبر شهید خرج نکنید تا هر تصمیم و رفتاری رو از نقد معاف کنید.
من نه وابسته به دیکته کسیام، نه برای فهمیدن هر اتفاقی منتظر دستورالعمل میمونم. اگر تناقضی ببینم، میگم؛ حتی اگر خوشایند هیچکدوم از طرفها نباشه.
در این مدت هم ظاهراً بعضی سؤالها از جایی که مطرح شدن، فراتر رفتن و به خوراک محتوای دیگران تبدیل شدن. گاهی یک سؤال رو در جای درست رها میکنی و باقی مسیر رو کسانی ادامه میدن که انگیزههای خودشون رو دارن.
چند بار هم سناریوهایی چیده شد و عدهای با اطمینان واردش شدن؛ انگار پشت هر نقدی باید یک تشکیلات، یک گردان یا دستکم یک نفربر باشه!
اما گاهی تمام ماجرا فقط یک نفره که حاضر نیست بهجای فکر کردن، تکرار کنه.
نه گردانی در کار بود، نه نفربری که از روی کسی رد بشه؛ فقط یک سؤال بود که ظاهراً جواب دادنش از پیدا کردن لشکر پشت سؤال سختتر بود.
حالا برگردیم به اصل ماجرا:
اگر آمریکا در تمام ابعادش مستحق اون شعارهاست، این ذوقزدگی گزینشی چیه؟ اگر دشمنیتون اصول داره، چرا با تغییر نتیجه انتخابات، شکل و شدت مواضعتون هم تغییر میکنه؟
دشمنی هم مثل دوستی، مسئولیت میخواد. نمیشه موقع شعار دادن پرشور بود و موقع تشخیص، تعطیل!
باقیاش رو هم خودتون بررسی کنید؛ من که ظاهراً شدم واحد کنترل کیفیت شعارها!
توضیح: اینجانب هیچ مسئولیتی در قبال برداشتهای احتمالی، تطبیقهای ناخواسته و کشف ارتباطات احتمالی ندارم. بنده صرفاً مشغول زندگی خودم بودم که ظاهراً زندگی بعضیها با بنده تداخل پیدا کرده!
#خودایستا #نویسنده_چندمعنایی #دیدگاه_خاکستری #مانیفست #ضدسلطه
حالا سؤال اینه: همونهایی که کل ساختار سیاسی آمریکا رو با شعار «مرگ بر آمریکا» هدف میگیرن، این حجم از هیجان برای پیروزی یک نفر در انتخابات همون ساختار رو چطور توضیح میدن؟
رأی آورده؟ مبارکش باشه. اگر بخشی از سازوکار انتخاباتیشون قابل تحسینه، تحسینش کنید. اما نمیشه یک روز تمام آن ساختار رو مظهر دشمنی بدونید و روز دیگه، وقتی نتیجه مطابق سلیقهتونه، از دستاورد همون ساختار ذوقزده بشید.
بالاخره موضعتون با خودتون چند چنده؟
مسئله من حمایت یا مخالفت با یک نامزد انتخاباتی نیست؛ مسئله، معیارهای دوگانه و دشمنیِ بیمعیاره. اگر دشمنیتون دلیل داره، اون دلیل رو بشناسید. اگر نقدی دارید، مصداقش رو گم نکنید. شعار وقتی جای شناخت رو بگیره، بیشتر از اینکه به دشمن ضربه بزنه، قدرت تشخیص خودتون رو از بین میبره.
دفعه پیش هم همین مسئله بود.
درست در مقطعی که مذاکرات مطرح بود و اسرائیل در تقابل مستقیم با ما قرار داشت، بخشی از فضای رسانهای و تریبونها چنان روی آمریکا و خونخواهی رهبر شهید متمرکز شد که یک سؤال جدی به وجود اومد: چرا اسرائیل، با وجود نقش مستقیمش، در حاشیه توجه عمومی قرار گرفت؟
من درباره نیت افراد حکم صادر نمیکنم؛ نه بحثم جاسوسی و این حرفهاست، نه ادعای کشف یک تشکیلات پنهان دارم. بحث من جهتدهی افکار عمومی و جابهجایی اولویتهاست.
مواضع سید علی خمینی، احمد خاتمی و چهرههای رسانهای رو دنبال میکردم و میکنم. این سؤال از دل همون مواضع و فضای اون روزها شکل گرفت، نه از حدس و خیال.
چرا در اون مقطع، اینهمه اصرار بر محوریت آمریکا وجود داشت؟ چرا نقش اسرائیل به حاشیه رفت؟ چرا کسی نپرسید این تمرکز یکطرفه، در عمل به سود چه کسی تموم میشه؟
احساسات مردم رو با خونخواهی رهبر شهید به میدان آوردن، اما جهت این احساسات هم مهمه. حرمت خون، مجوز تعطیل کردن قدرت تشخیص نیست.
و خطاب به کسانی که ممکنه برای توجیه رفتار امروز خودشون به سخنان رهبر شهید درباره تندروها استناد کنن:
هر حرفی زمان، مخاطب و شرایط خودش رو داره. دفاع از یک گروه در یک موقعیت، مجوز همیشگی برای هر رفتار مشابهی در هر شرایطی نیست. از اعتبار رهبر شهید خرج نکنید تا هر تصمیم و رفتاری رو از نقد معاف کنید.
من نه وابسته به دیکته کسیام، نه برای فهمیدن هر اتفاقی منتظر دستورالعمل میمونم. اگر تناقضی ببینم، میگم؛ حتی اگر خوشایند هیچکدوم از طرفها نباشه.
در این مدت هم ظاهراً بعضی سؤالها از جایی که مطرح شدن، فراتر رفتن و به خوراک محتوای دیگران تبدیل شدن. گاهی یک سؤال رو در جای درست رها میکنی و باقی مسیر رو کسانی ادامه میدن که انگیزههای خودشون رو دارن.
چند بار هم سناریوهایی چیده شد و عدهای با اطمینان واردش شدن؛ انگار پشت هر نقدی باید یک تشکیلات، یک گردان یا دستکم یک نفربر باشه!
اما گاهی تمام ماجرا فقط یک نفره که حاضر نیست بهجای فکر کردن، تکرار کنه.
نه گردانی در کار بود، نه نفربری که از روی کسی رد بشه؛ فقط یک سؤال بود که ظاهراً جواب دادنش از پیدا کردن لشکر پشت سؤال سختتر بود.
حالا برگردیم به اصل ماجرا:
اگر آمریکا در تمام ابعادش مستحق اون شعارهاست، این ذوقزدگی گزینشی چیه؟ اگر دشمنیتون اصول داره، چرا با تغییر نتیجه انتخابات، شکل و شدت مواضعتون هم تغییر میکنه؟
دشمنی هم مثل دوستی، مسئولیت میخواد. نمیشه موقع شعار دادن پرشور بود و موقع تشخیص، تعطیل!
باقیاش رو هم خودتون بررسی کنید؛ من که ظاهراً شدم واحد کنترل کیفیت شعارها!
توضیح: اینجانب هیچ مسئولیتی در قبال برداشتهای احتمالی، تطبیقهای ناخواسته و کشف ارتباطات احتمالی ندارم. بنده صرفاً مشغول زندگی خودم بودم که ظاهراً زندگی بعضیها با بنده تداخل پیدا کرده!
#خودایستا #نویسنده_چندمعنایی #دیدگاه_خاکستری #مانیفست #ضدسلطه
- ۱.۱k
- ۱۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط