{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو فیک : تظاهر

سناریو فیک : تظاهر

پارت 2

یکم تعریفش سخته اما خب اون ادمی بود که یه صورتی داشت که کلا پوشونده بود و تمام لباساش سفید بود.
وقتی که پارچه سفید روی صورتش رو برداشت چهره ای دیدم که انقد قشنگ بود نمیدونم الان چی بگم.
چهره ی خیلی قشنگی داشت،اما اون یه جن بود و من عاشق یه جن شده بودم.دیگه ترسی نداشتم چون عاشقش شده بودم و نمیدونستم چیکار کنم باهم حرف زدیم و چیزی که از حرفاش شنیدم این بود که تظاهر میکرد که یه انسان واقعیه و این موضوع منو به شک انداخته بود. اون میگفت یه جن تسخیر شدست و هر دختری اونو نگاه کنه عاشقش میشه.
منم باور کردم و چند روز گذشت و اونم احساسش به من بیشتر شد و اونم مثل من عاشقم شد.
ودیگه بعد این اتفاق ها دانشگاه نرفتم و موندم پیش همون جنی که تظاهر میکرد واقعیه.
دیدگاه ها (۰)

سناریو فیک : تظاهر پارت 3 باهم زندگیه خوبیو شروع کردیم و باو...

سناریو فیک : تظاهر پارت 1 سال اول دانشگام بود و رفته بودم دا...

پارت ³⁷صدای شلیک شدن گلوله توی اون فضا پر شده بود صدایی که گ...

(Just a game?)Part35چند روزی از اون روزی که جونگکوک اومده بو...

Part ³-با خودم حرف می زدم هنوز غرق زیبایی انا بودم رو مو این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط