«گاهی ایده‌ها آنقدر در ذهنم پرسه می‌زنند که انگار برای ما

«گاهی ایده‌ها آنقدر در ذهنم پرسه می‌زنند که انگار برای ماندن در سرِ من ساخته نشده‌اند؛ آن‌ها می‌خواهند جایی دیگر، در دنیایی دیگر و با قلمی دیگر به زندگی ادامه دهند. 💡✨

من اینجا نیومدم که رمان بنویسم؛ من اینجا هستم تا "جرقه" بزنم. این پیج، قفسه‌ی ایده‌های من است؛ ایده‌هایی که هرکدام پتانسیل تبدیل شدن به یک شاهکار را دارند، اما منتظرِ صاحبِ اصلی‌شان نشسته‌اند.

این پیج چطور کار می‌کند؟
۱. من ایده را اینجا به اشتراک می‌گذارم.
۲. اگر نویسنده‌ای هستی که به دنبال جرقه‌ی جدیدی برای داستانت می‌گردی، این ایده‌ها برای توست.
۳. کافیست ایده‌ی مورد نظرت را برداری، پرورش بدهی و دنیای خودت را بسازی.

فقط یک خواهش:
اگر ایده‌ای را از اینجا برداشتی و داستانی از دلش بیرون کشیدی، در پیوی اطلاع بده و لطفاً پایین رمانت #ایده‌_داستان_ایلو رو بنویس☺️✍️📚

ذهن من حالا آزاد است و قلمِ شما، آماده‌ی خلقِ دنیایی تازه.
به خانه‌ی ایده‌هایِ من خوش آمدید. 🤍

#ایده_داستان #نویسندگی #جرقه_ذهنی #ایده_رمان #نویسندگان_خلاق #تخلیه_ذهنی»
دیدگاه ها (۲)

از یه قوطی فلزی ساده‌ی رب گوجه 🍅 تا یه گلدون، جا قلمی یا حتی...

انتشار اثر جدید دکتر رزیتا دغلاوی‌ نژاد: «مبتکران کوچک»معرفی...

cold melody~» part2یونگی هنوز پشت به من بود، ولی قشنگ حس می‌...

چند پارتیپارت۵جونگکوک صندلی را برایِ او عقب کشید. وقتی نشستن...

دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

🌸🎀✨ به دنیای جذاب پیج zm.2013 خوش اومدین! ✨🎀🌸💖🌷 اینجا قراره ...

My lovely neighbor part : 66

اسیر مافیاپارت ⁵ویو مین یونگیتلفنم‌رو جواب دادم بهم خبر دادن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط