آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز
آخر مرا شناختی ای چشم آشنا
چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو
من هستم آن عروس خیالات دیرپا

چشم منست اینکه در او خیره مانده ای
لیلی که بود؟ قصه چشم سیاه چیست؟
در فکر این مباش که چشمان من چرا
چون چشم های وحشی لیلی سیاه نیست

در چشم های لیلی اگر شب شکفته بود
در چشم من شکفته گل آتشین عشق
لغزیده بر شکوفه لب های خامشم
بس قصه ها ز پیچ و خم دلنشین عشق

در بند نقش های سرابی و غافلی
برگرد ... این لبان من، این جام بوسه ها
از دام بوسه راه گریزی اگر که بود
ما خود نمی شدیم چنین رام بوسه ها!
دیدگاه ها (۷۹)

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:17گاهی عشق مانند چاقویی می ماند که با گ...

❣sh❣آخر گشوده شد ز هم آن پرده های رازآخر مرا شناختی ای چشم آ...

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز آخر مراشناختی ای چشم آشنا...

در چشم های لیلی اگر شب شکفته بوددر چشم من شکفته گل آتشین عشق...

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز آخر مرا شناختی ، ای چشم آش...

امیدوارم بی نیاز از محبتِ پرمنتِ آدما باشید❤️

خوش باش که روزگار به نام توستگنجشک دل تک ستاره امروز ازآن تو...

آه، ای مردی که لب های مرااز شرار بوسه ها سوزانده ئیهیچ در عم...

شعله رمیده می بندم این دو چشم پرآتش راتا ننگرد درون دو چشمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط