{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر: شنیدم داری ازدواج می کنی .. مبارکه ..خوشحال شدم شنی

دختر: شنیدم داری ازدواج می کنی .. مبارکه ..خوشحال شدم شنیدم..پسر: ممنون ، انشالله قسمت شما..دختر: می تونم برای آخرین بار یه چیزی ازت بخوام؟؟؟پسر: چی می خوای؟دختر: اگه یه روز صاحب یه دختر شدی می شه اسم منو روش بذاری؟پسر: چرا؟میخوای هر موقع که نگاش می کنم ..صداش می کنم درد بکشم؟؟دختر: نه.. !!آخه دخترا عاشق باباهاشون می شن..می خوام بفهمی چقدر عاشـــــقت بودم...!
دیدگاه ها (۸)

قلبم را عصب کشی کردم،دیگر نه ازسردی نگاهی میلرزد و نه ازگر...

▨▨ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﮔﻮﻭﺭ ِ ﺑﺎﺑﺎش ﺍﮔﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﻭست ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ...

کوچیکتر که بودم فکر میکردم تنهایی یعنی وقتایی که هیشکی خونه ...

مـــن دوســـــت دخــتـــرش هســتـم ! مــيدونــي ايـ...

🐣🐣🐣| #LIVE_YOUTUBEسوال: روش فلیکس برای Slow it Down کردن (آه...

سناریو(درخواستی):وقتی یه دعوای شدید دارید و سرت غیرتی شدن و ...

{ مافیایی برای من }پارت:۱۰رفت تو اتاق:+سلام یونگی /سلام هیون...

بعد قرنی اومدم چند تا زارت نشونتون بدم😔✨این هنوز کامل نشده💅🏻...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 یازدهم: حصارِ خانوادگی ...

سناریو(درخواستی):وقتی باهاشون قهری و یه مهمونی دعوت شدید و ا...

ادامه پارت ۵۳

پارت : 10فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط