p10
دوستان یک نفر گفت تو این پارت ا.ت مریض بشه یا اتفاقی واسش بیوفته اگر شماهم انتقاد دارید بگین به من♥♥
منیجیر: شما هفته ی بعد کنسرت دارین
ا.ت: کجا؟
منیجیر: تو سئول راستی بیا بیرون یک لحظه
ا.ت: بله جانم؟
منیجر: جلو پسرا نخواستم بگم وزنت زیاده رژیم یخ بگیر تا هفته بعد
ا.ت: چشم(ناراحتی)
(سه روز بعد)
وی ویو
رنگ ا.ت پریده بود و خیلی لاغر بود و انکار سرما هم خورده هرچی ازش میپرسیم میگه خوبم ولی یک چیزی هست که نمیخواد بگه و داره یکی از قانون هارو میشکنه که دیدم خودش اومد
پایان ویو
ا.ت: اوپا باید یکچیزی رو بهت بگم
وی: بگو میشنوم
ا.ت:(تمام مکالمه ی منیجر و خودش رو گفت)
وی: الان خوبی بشین اینجا
ا.ت: نه فکر کنم بخواطر یخ سرما خوردم
وی: برو اماده شو
ا.ت: چرا؟
وی:تو فقط برو اماده شو
ا.ت: باشه
تو این مدت تهیونگ رفت برای همه اعضا این موضوع رو تعریف کرد
جیهوپ: ماهم میایم چون ا.ت خیلی از محیط اونجا خوشش نمیاد
یونگی: منم موافقم با این موضوع
ا.ت: اوپا گفتی امادشو(عطسه) اماده(سرفه)شدم(عطسه و سرفه)
وی: نگاه نچ نچ نچ
جین: خاک بر سرت من این همه غذا درست میکنم که رژیم یخ بگیری
جیمین: واقعا که بریم بیرون یکم حال و هوات عوض شه
(تو ماشین)
نامجون: تا برسیم یکم بخواب
یونگی: منم میام
جیمین: حق با هیونگه برین یکم بخوابین
ا.ت: باشه
(رسیدن مطب)
ا.ت: اوپاااااااااااا
جیهوپ: خب سانشاینم اگه میگفتم نمیومدی اصلا خودت مقصری
ا.ت: اونقت چرا؟
جین: نباید رژیم یخ بگیری که مریض شی
جیمین: بریم داخل دیگه
ا.ت: من نمیام😭😭😭 (گریه
شدید)
نامجون: یاخدا ما پیشتیم از چی میترسی!
کوک: ما میدونیم خوشت نمیاد ولی شما مجبوری هانی
وی: بیا بریم تو بچه بازی رو کنار بزار
ا.ت: من نمیاااام(جیغ و گریه)
کوک: اینطوری نمیشه
براید بغلش کرد و برد داخل
ا.ت: اوپا چاگیا هانی سوییت مای هارت ددی من رو بزار پایین(گریه)
کوک: تو حالت عادی میگفتی؟
ا.ت: داداش قول بده میگی امپول نده
جیهوپ: با....
نامجون: ببینیم چی میشه بعد
ا.ت: من نمیام
جین: لج نکن ا.ت شی(یک کوچولو داد)
ا.ت: چشم (ترس)
منشی: بفرمایید داخل
جیمین: ممنونم الان
(رفتن داخل)
دکتر: خب خانوم مریض چه علائمی داره؟
نامجون: گلودرد
وی: بیحالی
کوک: رنگ پریدگی
جیمین: سردرد
جین: عطسه
جیهوپ: سرفه
یونگی: کم خوابی
دکتر: خب شما بیماری کرونا گرفتید باید حتماً دارو مصرف کنید و امپول بزنید
ا.ت با بغض به اعضا نگاه کرد
جیمین: چشماتو کیوت نکن بخواطر خودته
جیهوپ: نترس من میام باهات تو اتاق
وی: من چیه ما میایم
یونگی: ما قول دادیم پیشش باشیم و هستیم
منیجیر: شما هفته ی بعد کنسرت دارین
ا.ت: کجا؟
منیجیر: تو سئول راستی بیا بیرون یک لحظه
ا.ت: بله جانم؟
منیجر: جلو پسرا نخواستم بگم وزنت زیاده رژیم یخ بگیر تا هفته بعد
ا.ت: چشم(ناراحتی)
(سه روز بعد)
وی ویو
رنگ ا.ت پریده بود و خیلی لاغر بود و انکار سرما هم خورده هرچی ازش میپرسیم میگه خوبم ولی یک چیزی هست که نمیخواد بگه و داره یکی از قانون هارو میشکنه که دیدم خودش اومد
پایان ویو
ا.ت: اوپا باید یکچیزی رو بهت بگم
وی: بگو میشنوم
ا.ت:(تمام مکالمه ی منیجر و خودش رو گفت)
وی: الان خوبی بشین اینجا
ا.ت: نه فکر کنم بخواطر یخ سرما خوردم
وی: برو اماده شو
ا.ت: چرا؟
وی:تو فقط برو اماده شو
ا.ت: باشه
تو این مدت تهیونگ رفت برای همه اعضا این موضوع رو تعریف کرد
جیهوپ: ماهم میایم چون ا.ت خیلی از محیط اونجا خوشش نمیاد
یونگی: منم موافقم با این موضوع
ا.ت: اوپا گفتی امادشو(عطسه) اماده(سرفه)شدم(عطسه و سرفه)
وی: نگاه نچ نچ نچ
جین: خاک بر سرت من این همه غذا درست میکنم که رژیم یخ بگیری
جیمین: واقعا که بریم بیرون یکم حال و هوات عوض شه
(تو ماشین)
نامجون: تا برسیم یکم بخواب
یونگی: منم میام
جیمین: حق با هیونگه برین یکم بخوابین
ا.ت: باشه
(رسیدن مطب)
ا.ت: اوپاااااااااااا
جیهوپ: خب سانشاینم اگه میگفتم نمیومدی اصلا خودت مقصری
ا.ت: اونقت چرا؟
جین: نباید رژیم یخ بگیری که مریض شی
جیمین: بریم داخل دیگه
ا.ت: من نمیام😭😭😭 (گریه
شدید)
نامجون: یاخدا ما پیشتیم از چی میترسی!
کوک: ما میدونیم خوشت نمیاد ولی شما مجبوری هانی
وی: بیا بریم تو بچه بازی رو کنار بزار
ا.ت: من نمیاااام(جیغ و گریه)
کوک: اینطوری نمیشه
براید بغلش کرد و برد داخل
ا.ت: اوپا چاگیا هانی سوییت مای هارت ددی من رو بزار پایین(گریه)
کوک: تو حالت عادی میگفتی؟
ا.ت: داداش قول بده میگی امپول نده
جیهوپ: با....
نامجون: ببینیم چی میشه بعد
ا.ت: من نمیام
جین: لج نکن ا.ت شی(یک کوچولو داد)
ا.ت: چشم (ترس)
منشی: بفرمایید داخل
جیمین: ممنونم الان
(رفتن داخل)
دکتر: خب خانوم مریض چه علائمی داره؟
نامجون: گلودرد
وی: بیحالی
کوک: رنگ پریدگی
جیمین: سردرد
جین: عطسه
جیهوپ: سرفه
یونگی: کم خوابی
دکتر: خب شما بیماری کرونا گرفتید باید حتماً دارو مصرف کنید و امپول بزنید
ا.ت با بغض به اعضا نگاه کرد
جیمین: چشماتو کیوت نکن بخواطر خودته
جیهوپ: نترس من میام باهات تو اتاق
وی: من چیه ما میایم
یونگی: ما قول دادیم پیشش باشیم و هستیم
- ۳۷۹
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط