پارت ۲
ا.ت . خب منتزر چی هستین بریم جن رو بگیرم 🤨
لوکاس تو نمیخواد جن بگیری خدت جن محسوب میشی😒
ا.ت . 😐
مگی . 😯
لوکاس . بچه ها من وسایلاتونو چیدم
رزی . پس کی خوابیدی؟؟بمیرم برات حتما دیر خوابیدی 🥹
لوکاس نه بابا زود چیدمشون و خوابیدم
ا.ت . پس چرا زیر چشمات گود افتاده🤨🧐
لوکاس . به تو چه
ا.ت . 😶
لوکاس . 😂
مگی توی ذهنش . وقتشه تا حواسشون پرته در برم
رزی . لوکاس...لوکاس چوب باقله در رفت
لوکاس .آهای باید غذاتو کامل بخوری (رفت گرفت نشوندش رو میز صندلی خودش هم برد کنارش گذاشت که بتونه بهش غذا بده)
مگی تو ذهنش . به خشکی شانس😑
لوکاس . بخور😡
مگی . به خدا سیرم
لی سو . نگاه قاشقش کنید تمیزه این یعنی هنوز حتی شروع به خوردن نکرده😱
ا.ت . مشنگ راست میگه هنوز شروع نکرده خوردن
لوکاس . چطوری هنوز نخورده سیر شدی
مگی . 😶
لوکاس . بخور🙂
مگی . 🙄
ویو لوکاس
خلاصه به زور غذا خوردیم ولی من داشتم به چوب باقله غذا میدادم خودم نخوردم آهههه هم خستم هم گرسنه و هم خوابم میاد ، رفتم تو اتاقم لباس فرممو پوشیدم جورابامو......و رفتم دم در به ماشینم تکیه دادم تا بیان همه اومدن هر کس سوار ماشینه خودش شد ماشین ا.ت سیاه بود ماشین رزی زرد بود مال من قرمز بود مال مشنگ صورتی و مال چوب باقله بنفش بود هر کس سوار ماشین خودش شد رفتیم مدرسه راستش هیچ کدوم گواهینامه نداشتیم ولی رانندگی بلد بودیم رانندگی من و ا.ت جوری بود که دهن همه باز میموند و خب رسیدیم مدرسه از ماشین که پیاده شدم دیدم یه ماشین بنفش (بچه ها ماشین مگی بنفشه خیلی تیره بود ولی ماشین جونکوک نه خودتون که اون ماشین بنفشه جونکوک رو دیدین)
لوکاس تو نمیخواد جن بگیری خدت جن محسوب میشی😒
ا.ت . 😐
مگی . 😯
لوکاس . بچه ها من وسایلاتونو چیدم
رزی . پس کی خوابیدی؟؟بمیرم برات حتما دیر خوابیدی 🥹
لوکاس نه بابا زود چیدمشون و خوابیدم
ا.ت . پس چرا زیر چشمات گود افتاده🤨🧐
لوکاس . به تو چه
ا.ت . 😶
لوکاس . 😂
مگی توی ذهنش . وقتشه تا حواسشون پرته در برم
رزی . لوکاس...لوکاس چوب باقله در رفت
لوکاس .آهای باید غذاتو کامل بخوری (رفت گرفت نشوندش رو میز صندلی خودش هم برد کنارش گذاشت که بتونه بهش غذا بده)
مگی تو ذهنش . به خشکی شانس😑
لوکاس . بخور😡
مگی . به خدا سیرم
لی سو . نگاه قاشقش کنید تمیزه این یعنی هنوز حتی شروع به خوردن نکرده😱
ا.ت . مشنگ راست میگه هنوز شروع نکرده خوردن
لوکاس . چطوری هنوز نخورده سیر شدی
مگی . 😶
لوکاس . بخور🙂
مگی . 🙄
ویو لوکاس
خلاصه به زور غذا خوردیم ولی من داشتم به چوب باقله غذا میدادم خودم نخوردم آهههه هم خستم هم گرسنه و هم خوابم میاد ، رفتم تو اتاقم لباس فرممو پوشیدم جورابامو......و رفتم دم در به ماشینم تکیه دادم تا بیان همه اومدن هر کس سوار ماشینه خودش شد ماشین ا.ت سیاه بود ماشین رزی زرد بود مال من قرمز بود مال مشنگ صورتی و مال چوب باقله بنفش بود هر کس سوار ماشین خودش شد رفتیم مدرسه راستش هیچ کدوم گواهینامه نداشتیم ولی رانندگی بلد بودیم رانندگی من و ا.ت جوری بود که دهن همه باز میموند و خب رسیدیم مدرسه از ماشین که پیاده شدم دیدم یه ماشین بنفش (بچه ها ماشین مگی بنفشه خیلی تیره بود ولی ماشین جونکوک نه خودتون که اون ماشین بنفشه جونکوک رو دیدین)
۳.۸k
۱۲ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۸)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.