{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:86

-سوجین....بهم گوش کردی! فهمیدی در واقع قصدم اون نبود....
+چون قصدت نبود باید تبرئه بشی؟ اره؟؟؟؟
-سوجین بسههه!!!
-لطفا کافیه.
نگاهی سر تا پام انداخت....
-بعدا صحبت میکنیم.
+چرا ار حرف زدن طفره میری؟؟؟؟
-سوجین!
+چرا؟؟
-سوجین، درسته! من پدر و مادرت رو کشتم....اما واقعا قصدم این نبود! بهم اطلاعات اشتباه دادن، عزیزم! نمیخواستم!
+پدر و مادرمو کشتی، باهام ازدواج کردی، بهم هزارتا دروغ جور واجور گفتی و الان انتظار داری ببخشمت؟
-سوجین.....
یه قطره اشک از چشمش چکید....
اولین بار بود که اینقدر بی دفاع میدیدمش.....
+چرا....
خشکم زد.....
بازوم رو گرفت و سرش رو اورد بالا و نگاهم کرد...
اروم روی لبم بوسه زد....
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط