#part12

#part12
عشق ممنوعه🚫❤️

(forbidden love) ♡

جینای: با ضربه های که زده بود قشنگ 1 ماه جاشون میمونه! آخخخ درد داره!
با این وجود بلند شدن رفتم دبیرستان!
لیجونگ: وایییی! چرا این ریختی شدی. دختر؟!
جینای: لیجونگ رو بردم تو دستشویی زخمام و جریانو بهش گفتم!
لیجونگ: خدای من اون چطور تونسته این کارو انجام بده؟!
جینای: خواهش میکنم به کسی هیچ چیز نگو! با تکون دادن سرش فهمیدم که قبول کرده!
وی: داشتم میرفتم دستشویی که صدای جینای و دوستش رو شنیدم! اومدون بیرون!
جینای: با وحشت بهش نگاه میکردم و از زود رد شدم!
وی: خیلی ازم ترسیده بود! بهش گفتم چرا از من میترسی؟! دستش رو گرفتم و بردمش حیاط پشتی!
جینای: گروه تم میخوای چیکار کنی؟!
وی: کاری نمیخوام بکنم اون فقط یک تنبیه بود! من دارم از اینجا میرم چون پیگه سال اخر و ثارد دانشگاه میشم!
جینای: شک بهم وارد شد! چی داری میگی تو نباید بری!
وی: چی؟! (با پوز خند) یعنی تو دلت میخواد نرم؟!
جینای: نه اینجوری نیس اااع اهمم!
وی: تا حالا هیچ کس برای من ناراحت نشده و گریه نکرده بود حتا خوانوادم!
خوش حالم که تو واسم گریه کردی!
جینای: نههه نه نه! نرو (با گریه) پریدم تو بغلش!
دیدگاه ها (۰)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

From hate to lovePart:11? به به زوج عاشق+ خفه شوارتمیس با پا...

کپشن مهم 💥سلام بروبچ چخبر ؟؟عام بروبچ خواستم بهتون یه چیزی ب...

ادامهدامیان:انی من میرم پیش دمیتروسانیا:باش ولی داداشت دیشب ...

توضیحات بیماری و زندگی نامه چی یو🩸✨️🩸 بیماری: نفرین خونِ سرخ...

پارت ۲۱ خلاصه حسنا برگشت ایرانو برای عروسی دختر خاله اش اون ...

سناریو باچیرا وقتی بهش بی توجهی میکنیم.بسم الله الرحمن الرحی...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

پارت 51

عشق خیانت انتقام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط