خدایا...............
خدایا...............
چه برانی، چه بخوانی، چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی!
من نه آنم که برنجم، ،نه تو آنی که برانی!
من نه آنم که به فیض نگهت چشم بپوشم،
تو نه آنی که گدا را ننوازی به نگاهی!
در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی.......
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی.........
کس بغیر ازتو نخواهم، چه بخواهی چه نخواهی....
باز کن در،،که جز این خانه مرا نیست پناهی........!
چه برانی، چه بخوانی، چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی!
من نه آنم که برنجم، ،نه تو آنی که برانی!
من نه آنم که به فیض نگهت چشم بپوشم،
تو نه آنی که گدا را ننوازی به نگاهی!
در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی.......
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی.........
کس بغیر ازتو نخواهم، چه بخواهی چه نخواهی....
باز کن در،،که جز این خانه مرا نیست پناهی........!
- ۱۲.۵k
- ۰۲ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط