تاریخ کوتاه ایران و جهان-986
تاریخ کوتاه ایران و جهان-986
________________________________
در سال 717 ز. {زادروزی} (میلادی) ، «سلیمان ابن عبدالملک» (1) ، هفتمین فرمانروای (خلیفهء) اموی ، «یزید ابن مهلب» (2) را به فرمانداری خراسان گمارد ؛ و «یزید ابن مهلب» ، بیدرنگ (فورا) ، به بخشهایی از فرارود (ماوراءالنهر) ، که در دست ترکهای «تورگش» (3) بود ، تاخت و این سرزمین را زورگیری (تسخیر) کرد ؛ و پایابراین (بنابراین) ، «سولوک» (4) ، خان ترکهای «تورگش» ، با بجاماندهء سپاهش به «فرخان بزرگ» (5) پناه (امان) برد (5).
«یزید ابن مهلب» ، سپس گزارش پیروزی خود را برای سلیمان فرستاد ؛ و پس از چندی ، این پاسخ را از «سلیمان ابن عبدالملک» دریافت نمود که : «چرا مازندران را به قلمروی فرمانروائی (خلافت) اموی ، نمیافزائی» ؟ از اینرو ، «یزید ابن مهلب» ، سپاه خود را دو بخش (قسمت) کرد ، و یکی از این دو بخش را ، به سرکردگی «ضریس» ، به سوی (سمت) قلمروی «باوندیان» (6) فرستاد ؛ و خود به شهر «تمیشه» (7) ، در خاور مازندران تاخت . «فرخان بزرگ» نیز با فراهم کردن لشگری ، به جنگ «یزید ابن مهلب» رفت و در «تمیشه» و «ساری» ، چندین بار دو سپاه با هم جنگیدند ؛ ولی هیچکدام نتوانستند به پیروزی پایانی دست یابند (5).
در اینگاه (این زمان) ، «فرخان بزرگ» به پیشنهاد پسر بزرگش ، دادمهر (8) ، با فرستادن نامهای به دیلمیان ، از آنها درخواست یک سپاه کمکی کرد ؛ و با پیوستن سپاه ده هزار تنهء (نفرهء) دیلمیان به لشگر «فرخان بزرگ» ، جنگ دوباره آغاز گشت . گرچه «یزید ابن مهلب» توانست درآغاز این گام (مرحلهء) تازهء جنگ ، «فرخان بزرگ» را شکست دهد ؛ ولی (اما) لشگریان «فرخان بزرگ» ، به پهنههای (مناطق) کوهستانی مازندران پسنشینی (عقبنشینی) کردند و از آنجا ، با تیراندازی بسوی عربها ، پانزده هزار تن از آنان را کشتند ؛ و در پایان ، لشکرگاه آنها را تاراج (غارت) کردند و چادرهایشان را نیز سوزاندند . «فرخان بزرگ» ، سپس از «سولوک» ، خان ترکهای «تورگش» ، خواست که به «ضریس» بتازد ؛ و پایابراین (بنابراین) «سولوک» به «ضریس» شبیخون زد و پس از شکست دادن او ، همهٔ لشگریانش را کشت (5).
«یزید ابن مهلب» ، پس از شنیدن دستور«فرخان بزرگ» ، برای بستن راهها ، از «فرخان بزرگ» خواست که دربرابر پرداخت سیصد هزار درهم به فرخان ، پروانهء (اجازهء) برونرفت او و لشگریانش از مازندران را دریافت کند . «فرخان بزرگ» هم ، پس از دریافت سیصد و پنج هزار درهم از «یزید ابن مهلب» ، و همچنین گرفتن همهء بندیهایش (اسیرانش) از «یزید ابن مهلب» ، این پروانه را به «یزید ابن مهلب» داد که به همراه لشگریانش ، از مازندران بیرون برود (5) . «یزید ابن مهلب» ، پس از بیرون رفتن از مازندران ، قلمروی باوندیان را به زیر فرمان خود درآورد.
در اینجا باید یادآوری کنم که شماری (تعدادی) از کارنگارههای (نقشههای) نرمافزار «جئاکرون» (9) ، نادرست هستند ؛ بهسرنام نمونه (به عنوان مثال) ، کارنگارههای (نقشههای) سالهای 718 تا 760 زادروزی (میلادی) ، نادرست هستند ؛ چونکه در گاهبازهء (مدت زمان) سالهای 718 تا 750 زادروزی (میلادی) ، قلمروی «گیلان و مازندران» را بخشی از قلمروی «فرمانروائی (خلافت) عربهای اموی» دانسته است ؛ و از سال 750 تا 760 زادروزی (میلادی) ، این سرزمین را بخشی از قلمروی «فرمانروائی (خلافت) عربهای عباسی» ، نشان داده است . ولی باید دانست که «گیلان و مازندران» ، در سال 760 زادروزی (میلادی) ، زورگیری (تسخیر) شد ، و بخشی از قلمروی «فرمانروائی (خلافت) عربهای عباسی» گردید.
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Sulayman_ibn_Abd_al-Malik
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Yazid_ibn_al-Muhallab
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/T%C3%BCrgesh
(4) برای یافتن نوشتارهء (مقالهء) ویکیپدیا دربارهء «سولوک» ، سرنام (عنوان) زیر را در گوگل جستجو کنید.
Suluk_(Türgesh_khagan)
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Farrukhan_the_Great
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Bavand_dynasty
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Tammisha
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Dadhburzmihr
(9) http://geacron.com/home-en/
________________________________
در سال 717 ز. {زادروزی} (میلادی) ، «سلیمان ابن عبدالملک» (1) ، هفتمین فرمانروای (خلیفهء) اموی ، «یزید ابن مهلب» (2) را به فرمانداری خراسان گمارد ؛ و «یزید ابن مهلب» ، بیدرنگ (فورا) ، به بخشهایی از فرارود (ماوراءالنهر) ، که در دست ترکهای «تورگش» (3) بود ، تاخت و این سرزمین را زورگیری (تسخیر) کرد ؛ و پایابراین (بنابراین) ، «سولوک» (4) ، خان ترکهای «تورگش» ، با بجاماندهء سپاهش به «فرخان بزرگ» (5) پناه (امان) برد (5).
«یزید ابن مهلب» ، سپس گزارش پیروزی خود را برای سلیمان فرستاد ؛ و پس از چندی ، این پاسخ را از «سلیمان ابن عبدالملک» دریافت نمود که : «چرا مازندران را به قلمروی فرمانروائی (خلافت) اموی ، نمیافزائی» ؟ از اینرو ، «یزید ابن مهلب» ، سپاه خود را دو بخش (قسمت) کرد ، و یکی از این دو بخش را ، به سرکردگی «ضریس» ، به سوی (سمت) قلمروی «باوندیان» (6) فرستاد ؛ و خود به شهر «تمیشه» (7) ، در خاور مازندران تاخت . «فرخان بزرگ» نیز با فراهم کردن لشگری ، به جنگ «یزید ابن مهلب» رفت و در «تمیشه» و «ساری» ، چندین بار دو سپاه با هم جنگیدند ؛ ولی هیچکدام نتوانستند به پیروزی پایانی دست یابند (5).
در اینگاه (این زمان) ، «فرخان بزرگ» به پیشنهاد پسر بزرگش ، دادمهر (8) ، با فرستادن نامهای به دیلمیان ، از آنها درخواست یک سپاه کمکی کرد ؛ و با پیوستن سپاه ده هزار تنهء (نفرهء) دیلمیان به لشگر «فرخان بزرگ» ، جنگ دوباره آغاز گشت . گرچه «یزید ابن مهلب» توانست درآغاز این گام (مرحلهء) تازهء جنگ ، «فرخان بزرگ» را شکست دهد ؛ ولی (اما) لشگریان «فرخان بزرگ» ، به پهنههای (مناطق) کوهستانی مازندران پسنشینی (عقبنشینی) کردند و از آنجا ، با تیراندازی بسوی عربها ، پانزده هزار تن از آنان را کشتند ؛ و در پایان ، لشکرگاه آنها را تاراج (غارت) کردند و چادرهایشان را نیز سوزاندند . «فرخان بزرگ» ، سپس از «سولوک» ، خان ترکهای «تورگش» ، خواست که به «ضریس» بتازد ؛ و پایابراین (بنابراین) «سولوک» به «ضریس» شبیخون زد و پس از شکست دادن او ، همهٔ لشگریانش را کشت (5).
«یزید ابن مهلب» ، پس از شنیدن دستور«فرخان بزرگ» ، برای بستن راهها ، از «فرخان بزرگ» خواست که دربرابر پرداخت سیصد هزار درهم به فرخان ، پروانهء (اجازهء) برونرفت او و لشگریانش از مازندران را دریافت کند . «فرخان بزرگ» هم ، پس از دریافت سیصد و پنج هزار درهم از «یزید ابن مهلب» ، و همچنین گرفتن همهء بندیهایش (اسیرانش) از «یزید ابن مهلب» ، این پروانه را به «یزید ابن مهلب» داد که به همراه لشگریانش ، از مازندران بیرون برود (5) . «یزید ابن مهلب» ، پس از بیرون رفتن از مازندران ، قلمروی باوندیان را به زیر فرمان خود درآورد.
در اینجا باید یادآوری کنم که شماری (تعدادی) از کارنگارههای (نقشههای) نرمافزار «جئاکرون» (9) ، نادرست هستند ؛ بهسرنام نمونه (به عنوان مثال) ، کارنگارههای (نقشههای) سالهای 718 تا 760 زادروزی (میلادی) ، نادرست هستند ؛ چونکه در گاهبازهء (مدت زمان) سالهای 718 تا 750 زادروزی (میلادی) ، قلمروی «گیلان و مازندران» را بخشی از قلمروی «فرمانروائی (خلافت) عربهای اموی» دانسته است ؛ و از سال 750 تا 760 زادروزی (میلادی) ، این سرزمین را بخشی از قلمروی «فرمانروائی (خلافت) عربهای عباسی» ، نشان داده است . ولی باید دانست که «گیلان و مازندران» ، در سال 760 زادروزی (میلادی) ، زورگیری (تسخیر) شد ، و بخشی از قلمروی «فرمانروائی (خلافت) عربهای عباسی» گردید.
(1) https://en.wikipedia.org/wiki/Sulayman_ibn_Abd_al-Malik
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Yazid_ibn_al-Muhallab
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/T%C3%BCrgesh
(4) برای یافتن نوشتارهء (مقالهء) ویکیپدیا دربارهء «سولوک» ، سرنام (عنوان) زیر را در گوگل جستجو کنید.
Suluk_(Türgesh_khagan)
(5) https://en.wikipedia.org/wiki/Farrukhan_the_Great
(6) https://en.wikipedia.org/wiki/Bavand_dynasty
(7) https://en.wikipedia.org/wiki/Tammisha
(8) https://en.wikipedia.org/wiki/Dadhburzmihr
(9) http://geacron.com/home-en/
- ۱.۷k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط