{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او پناه و تکیه گاهم بود و قدرش را ندانستم

او پناه و تکیه گاهم بود و قدرش را ندانستم
همه شور و نشاطم بود و قدرش را ندانستم

جنون شد چیره بر عقل و ندانستم چه میگویم
که او استاد شعرم بود و قدرش را ندانستم.
دیدگاه ها (۰)

و هنوز در هر اشک مقداری عشق وجود دارد.؟

عشق دشوار است و هضمش مرد می‌خواهد عزیز!کودکان بی‌شک غذای تلخ...

‏.....و در نهایت آنقدر مسحور کننده بود که ترجیح دادم فقط یک ...

⛓️🐦... گرچه حالم را نمی فهمی نگاهم را بفهمقطره های اشک‌ ِسرد...

✦━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━✦              **بی‌علی**       سروده...

در میانه جنگ پناه ما یک نام است: امیرالمؤمنین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط