باید به حکم عقل کند دوری اختیار
باید به حکم عقل کند دوری اختیار
اینجا که می رسم به کفم اختیار نیست
گویم دلا قرار تو با ما چنین نبود
یاد آیدم که در دل عاشق قرار نیست
باز آیمش به عهد به امید اعتبار
اما به عهدِ باد وزان اعتبار نیست
وانگه ندامت آیدم از عاشقی ولی
بی عشق هم که عمر به هیچش عیار نیست
دل زار و بی قرار و دلارام و بیوفا
من در میان اسیرم و جای فرار نیست
زین غم سزد که خود بروم پیشباز مرگ
گویم بیا که جز تو دگر غمگسار نیست
این تسلیت بس است که بایست مرد و رفت
وین عمر پر ز حسرت ما پایدار نیست
اینجا که می رسم به کفم اختیار نیست
گویم دلا قرار تو با ما چنین نبود
یاد آیدم که در دل عاشق قرار نیست
باز آیمش به عهد به امید اعتبار
اما به عهدِ باد وزان اعتبار نیست
وانگه ندامت آیدم از عاشقی ولی
بی عشق هم که عمر به هیچش عیار نیست
دل زار و بی قرار و دلارام و بیوفا
من در میان اسیرم و جای فرار نیست
زین غم سزد که خود بروم پیشباز مرگ
گویم بیا که جز تو دگر غمگسار نیست
این تسلیت بس است که بایست مرد و رفت
وین عمر پر ز حسرت ما پایدار نیست
- ۱.۲k
- ۱۶ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط