آقو ما دیروز تو یه قبرستونی بودیم دیدیم یه مراسم ختم واس

آقو ما دیروز تو یه قبرستونی بودیم دیدیم یه مراسم ختم واس یه بابایی گرفتن گفتیم ما هم شرکت کنیم ثواب داره...
کاکو همه نشسته بودیم ناراحت ، یه هو خونواده زن دوم مرحوم پیداشون شد
آقو دوتا خونواده افتادن رو سرمون نفهمیدم چیتو شد
اونقدر مشت و لگد خورد تو پوزمون , فکمون از 36 جا شیکست
آخرشم از روی ناراحتی اشتباهی مارو جای مرحومو دفن کردن

رفتیم اون دنیا موقع سوال جواب کردن هل شدیم
همو اول سر نام و نام خانوادگی گند زدیم مارو فرستادن شوفاژخونه جهنم
اوجا فقط مُو بودیم و هیتلر ..
تا مارو دید گفت همساده یه دیقه این نامه اعمال منو نگه دار بند کفشمو ببندم
دقیقا همو موقع دوتا فرشته و اومدن واس بررسی نامه اعمال
دیگه جنگ جهانی افتاد گردن مو ، هیتلرم بهشتی شد
الآن نیم ساعته دارن به خاطر قتل عام تو فرانسه عذابم میدن

یعنی داغــــونم له لهم
دیدگاه ها (۹)

خداوکیل عشقم این آقای همساده ست آقو ما دیروز تو یه قبرستونی...

آقای همساده:آقو ما دیروز تو یه قبرستونِ بودیم دیدم یه مراسم ...

ماجرای جالب اقای همساده آقو ما تو جنگل بودیم یهو یه ببر و یه...

فامیل(با عجله): بدبخت شدیم!پسرعمه: مگه قبلاٌ خوشبخت بودیم!؟ف...

فاميل(با عجله): بدبخت شديم!پسرعمه: مگه قبلاٌ خوشبخت بوديم!؟ف...

فاميل(با عجله): بدبخت شديم! پسرعمه: مگه قبلاٌ خوشبخت بوديم!؟...

مجري: شما کجا رفته بودين؟فاميل: رفته بوديم گل بزنيممجري: گل ...

ماجراهای جالب آقوی همساده : “شب یلدا!”آقو ما یه سال شب یلدا ...

ماجراي آقاي همساده: آقو ما یه مدت وضع مالیمون خراب بود یه گ...

همساده: آقوی مجری، جاتون خالی...رفته بودیم حافظیه.. به به عج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط