اوسی شیطان کش/بیوگرافی/رن هیمورا
اوسی شیطان کش/بیوگرافی/رن هیمورا
نام:رن
نام خانوادگی:هیمورا
قد:۱۷۷-۱۷۰
سن:۱۸-۲۰
نژاد:نیمه شیطان
تکنیک تنفس:خورشید
توانایی:شمشیر زنی سریع ، رزمی ، بینایی تیز(تا ۱۰ کیلومتر اونور تر هم میتونه ببینه) ، کتاب نوشتن ، شیرینی پزی ، شنا ، طراحی ، خوشنویسی
بستگان:
کاینا هیمورا(خواهر کوچکتر)
کاراسو هیمورا(پدر)
میرا کاناکی(مادر)
گیو تومیوکا(نامزد)
کوکوشیبو
یوریچی
علایق:گیو ، غذا ، طلوع خورشید ، کتک زدن زنیتسو ، کرم ریختن ، کشتن شیاطین ، گذراندن وقت با دوستاش
تنفرات: موزان ، مرگ آدم ها(چون معتقده اون آدم هایی که میمیرم هم کسانی رو دارن که از مرگ اونها ناراحت میشن) ، آکازا(چون رنگوکو رو کشت) ، کسایی که به اون به دلیل نیمه شیطان بودنش اعتماد ندارند ، دوازده کیزوکی
رنگ مورد علاقه:نارنجی
هدف:انتقام از موزان و تمامی شیاطین
اخلاق:سرد(یخ از این گرم تره) ، خشن ، پاچه گیر ، به وقتش مهربون ، فوق العاده مودی
دوستان:میناسوکا ، گیو ، میتسوری ، شینوبو ، رنگوکو ، هیناتسورو ، سوما ، ماکیو ، سوماری
(اگه اوسی دارید که میخواید باهاش دوست بشه تو کامنتا بگید)
رده:هاشیرا
استاد:ساکونجی اوروکوداکی
شیپ:گیو تومیوکا
رنگ شمشیر نیچیرین:زرد کم رنگ و نارنجی کم رنگ ، دسته نارنجی با دایره های زرد ، تسوبا با طرح خورشید
داستان زندگی:رن از بچگی یه قدرت زیادی تو وجودش بوده که موزان همیشه دنبال رن بوده که بتونه به شیطان تبدیلش کنه و از قدرتش استفاده کنه
رن از ۶ سالگی کار با شمشیر رو بلد بود چون مامان و باباش قبلا عضو سپاه شیطان کش بودن و باباش بهش شمشیر زنی رو یاد داد
وقتی رن ۷ ساله بود یه شب موزان میاد خانوادش رو میکشه و رن رو میدزده و میبره توی یه جنگل و کمی از خون خودش رو به رن میده تا اونو شیطان کنه و از قدرتش استفاده کنه ولی رن مقاومت میکنه و به یه نیمه شیطان تبدیل میشه و چشم چپش قرمز میشه دقیقا مثل چشم های موزان.
و با کمال تعجب میبینه که شمشیری که پدرش بهش داده بود و همیشه اونو همه جا با خودش میبرد کنارشه و شمشیرش رو برمیداره و فرار میکنه و از اونجایی که توی یه کوهستان بود اونجا پر شیطان بود و رن با همشون مبارزه کرد و همه رو کشت
ولی یه جا دیگه دووم نیاورد و بین برف ها زمین خورد(زمستون بود)و از هوش رفت
ولی گیو اونو پیدا کرد و رن هم کل داستان دیشبش رو برای گیو تعریف کرد و بعدش اونا باهم دوست شدن(رن ۷ سالشه و گیو ۸)و کانوکو تا چند وقت پیش گیو و تسوتاکو زندگی کرد تا وقتی یه شیطان تسوتاکو رو خورد و بعدش اونا پیش استاد اوروکوداکی رفتن(اینجا گیو ۱۲ و رن ۱۱ سالشونه)و رن و گیو پیش استاد اوروکوداکی آموزش دیدن و با سابیتو صمیمی شدن
ولی وقتی توی گزینش نهایی سابیتو مرد تصمیم گرفتن که هاشیرا بشن
و رن توی دوازده سالگی در عرض یه ماه هاشیرا شد
چند تا فکت راجب رن :
رن تفسردگی داره چون خودش رو مقصر مرگ خانوادش میدونه
رن به جز هاشیرا ها و ارباب اوبویاشیکی به کس دیگه ای اعتماد نداره
وقتی رن و شینوبو با هم دوست شدن شینوبو به رن یدونه از اون گیره های پروانه داد و رن همیشه اون گیره رو توی جیبش پیش خودش نگه میداره
رن بعد از مرگ خانوادش دیگه اصلا نخندیده(حتی یه لبخند کوچیک) و یا حتی اصلا گریه نکرده
میتسوری رن رو یاد خواهر کوچیکش میندازه و به همین خاطر رن میتسوری رو خیلی دوست داره
چطوره؟
چه ایراداتی داره؟
نام:رن
نام خانوادگی:هیمورا
قد:۱۷۷-۱۷۰
سن:۱۸-۲۰
نژاد:نیمه شیطان
تکنیک تنفس:خورشید
توانایی:شمشیر زنی سریع ، رزمی ، بینایی تیز(تا ۱۰ کیلومتر اونور تر هم میتونه ببینه) ، کتاب نوشتن ، شیرینی پزی ، شنا ، طراحی ، خوشنویسی
بستگان:
کاینا هیمورا(خواهر کوچکتر)
کاراسو هیمورا(پدر)
میرا کاناکی(مادر)
گیو تومیوکا(نامزد)
کوکوشیبو
یوریچی
علایق:گیو ، غذا ، طلوع خورشید ، کتک زدن زنیتسو ، کرم ریختن ، کشتن شیاطین ، گذراندن وقت با دوستاش
تنفرات: موزان ، مرگ آدم ها(چون معتقده اون آدم هایی که میمیرم هم کسانی رو دارن که از مرگ اونها ناراحت میشن) ، آکازا(چون رنگوکو رو کشت) ، کسایی که به اون به دلیل نیمه شیطان بودنش اعتماد ندارند ، دوازده کیزوکی
رنگ مورد علاقه:نارنجی
هدف:انتقام از موزان و تمامی شیاطین
اخلاق:سرد(یخ از این گرم تره) ، خشن ، پاچه گیر ، به وقتش مهربون ، فوق العاده مودی
دوستان:میناسوکا ، گیو ، میتسوری ، شینوبو ، رنگوکو ، هیناتسورو ، سوما ، ماکیو ، سوماری
(اگه اوسی دارید که میخواید باهاش دوست بشه تو کامنتا بگید)
رده:هاشیرا
استاد:ساکونجی اوروکوداکی
شیپ:گیو تومیوکا
رنگ شمشیر نیچیرین:زرد کم رنگ و نارنجی کم رنگ ، دسته نارنجی با دایره های زرد ، تسوبا با طرح خورشید
داستان زندگی:رن از بچگی یه قدرت زیادی تو وجودش بوده که موزان همیشه دنبال رن بوده که بتونه به شیطان تبدیلش کنه و از قدرتش استفاده کنه
رن از ۶ سالگی کار با شمشیر رو بلد بود چون مامان و باباش قبلا عضو سپاه شیطان کش بودن و باباش بهش شمشیر زنی رو یاد داد
وقتی رن ۷ ساله بود یه شب موزان میاد خانوادش رو میکشه و رن رو میدزده و میبره توی یه جنگل و کمی از خون خودش رو به رن میده تا اونو شیطان کنه و از قدرتش استفاده کنه ولی رن مقاومت میکنه و به یه نیمه شیطان تبدیل میشه و چشم چپش قرمز میشه دقیقا مثل چشم های موزان.
و با کمال تعجب میبینه که شمشیری که پدرش بهش داده بود و همیشه اونو همه جا با خودش میبرد کنارشه و شمشیرش رو برمیداره و فرار میکنه و از اونجایی که توی یه کوهستان بود اونجا پر شیطان بود و رن با همشون مبارزه کرد و همه رو کشت
ولی یه جا دیگه دووم نیاورد و بین برف ها زمین خورد(زمستون بود)و از هوش رفت
ولی گیو اونو پیدا کرد و رن هم کل داستان دیشبش رو برای گیو تعریف کرد و بعدش اونا باهم دوست شدن(رن ۷ سالشه و گیو ۸)و کانوکو تا چند وقت پیش گیو و تسوتاکو زندگی کرد تا وقتی یه شیطان تسوتاکو رو خورد و بعدش اونا پیش استاد اوروکوداکی رفتن(اینجا گیو ۱۲ و رن ۱۱ سالشونه)و رن و گیو پیش استاد اوروکوداکی آموزش دیدن و با سابیتو صمیمی شدن
ولی وقتی توی گزینش نهایی سابیتو مرد تصمیم گرفتن که هاشیرا بشن
و رن توی دوازده سالگی در عرض یه ماه هاشیرا شد
چند تا فکت راجب رن :
رن تفسردگی داره چون خودش رو مقصر مرگ خانوادش میدونه
رن به جز هاشیرا ها و ارباب اوبویاشیکی به کس دیگه ای اعتماد نداره
وقتی رن و شینوبو با هم دوست شدن شینوبو به رن یدونه از اون گیره های پروانه داد و رن همیشه اون گیره رو توی جیبش پیش خودش نگه میداره
رن بعد از مرگ خانوادش دیگه اصلا نخندیده(حتی یه لبخند کوچیک) و یا حتی اصلا گریه نکرده
میتسوری رن رو یاد خواهر کوچیکش میندازه و به همین خاطر رن میتسوری رو خیلی دوست داره
چطوره؟
چه ایراداتی داره؟
- ۶.۰k
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط