ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم بازآمد و بگرفت در آغوش مرا

گفت:« خاموش درین جا چه نشستی؟» گفتم:
بوی « محبوبه شب » می برَد از هوش مرا

بوی محبوبه شب، بوی جنون پرور عشق
وه، چه جادوست که از هوش بَرَد بوش مرا

بوی محبوبه شب، نغمه چنگی ست لطیف
که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا

بوی محبوبه شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا

بوی محبوبه شب جلوه جادویی اوست
آنکه کرده است به یکباره فراموش مرا
دیدگاه ها (۲)

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و بگرفت در آغ...

شعر و شاعر:ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و ...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و بگرفت در آغ...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و بگرفت در آغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط