خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی /بشنود یک نفر از نامزدش
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی /بشنود یک نفر از نامزدش دل برده /مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی /که به پرونده جرم دخترش برخورده/خسته ام مثل پسر بچه ای که درجای شلوغ/بین دعوای پدرمادر خود گم شده است/خسته مثل زنی راضی شده به مهر طلاق/پس که از بخت بدش سوژه مردم شده است/خسته مثل پدری که پسر معتادش /غرق در درد و خماری شده فریاد زده است/مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس/پسرش پیش زنش بر سر او داد زده است /خسته مثل زنی حامله درماه نهم /دکترش گفته به درد سرطآن مشکوک است /خسته مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند/زنش اما به قسم خوردن او مشکوک است /خسته مثل پدری گوشه اسایشگاه /که کسی غیر پرستار سراغش نرود /خسته ام بیشتر از پیرزنی که تنها/عید باشد نوه اش سمت اتاقش نرود/خسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید /غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است /شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید /در پی معجزه راهی مشهد شده است /
- ۱.۷k
- ۲۳ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط