{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن یار نکوی من، بگرفت گلوی من

آن یار نکوی من، بگرفت گلوی من

گفتا که چه می خواهی، گفتم که همین خواهم

"مولوی"
دیدگاه ها (۱)

او را می‌خواهم و فقط او را می‌خواهم من زلف های یار را می‌خوا...

غم، فراوان داری و غمخوار می‌خواهی که نیستسینه‌ای را محرم اسر...

.یک روز من سکوت خواهم کرد و تو آن روز برای اولین بار مفهوم "...

بچه ها من تازه الان می خواهم بخوابم گفتم که یک جغد هستم 🦉✌

افتاده درختی که به خود می بالیداز داغ تبر به خاک غم می نالید...

کیانوش عیاری:به وزیر ارشاد گفتم می‌خواهم «کاناپه» را بدون حج...

زندگی، همیشه آن چیزی نیست که می‌خواهی؛ گاهی آن چیزی‌ست کهبای...

‌تو را آن‌گونه می‌خواهم که باغی باغبانش‌ را... از کتاب نزدیک...

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ...

دل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط