{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم آغشته است به عطر تو.

دلم آغشته است به عطر تو.
کلمات بر می خیزند و هاج و واج به دنبال تو می گردند.
شعر بر لبانم همچون گنجشکی ست،
که به دنبال آشیان می گردد،
کنار تو.
من با تو ظهور میکنم.
با اعجاز چشمانت.
ولی اکنون؛
از چشمانم فرو می ریزی و میلغزی،
روی کاغذهای شعرم.
دلم به تنهایی ام آغشته است.
به کُنج اتاقی چسبیده ام؛
و عطر سرد فاصله را هرشب،
مسخ وار، بو میکشم.
به دوری تو آغشته ام.
کاش بودی.
دیدگاه ها (۲)

آدم‌های مهرباندرمقابل خوبیهای یکطرفه‌شانهرگز احساس حماقت نمی...

انسان ها شبیه هم زندگی نمیکنند.ولی تا دلت بخواهد شبیه هم درد...

عشقِ بی‌نقش و نگارم، غــــیر تو یار ندارم "تویی آرامِ دلِ م...

حســــــرت!یعنے تــــ ــــوکـہ در عین بـــــــــودنت داشتنتـ...

(پارت نهم) to mal mani «فردا» ویو الیزابت*از خواب دل کندم دو...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط