امیررر:

امیررر:
نمی دانم چگونه بگویم اش؟!
چون روز بس طولانی‌ست
و من چگونه تاب آورم چشم به راهِ تو بودن را
با این همه ایستگاهِ خالی
با این همه قطارِ خفته؟
دیدگاه ها (۱۷)

نمی دانم روزی که بمیرم کی خبر مرگ مرا به تو می دهد آیا تو آن...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

گفتم از کوه بگویم ! قدمم می‌لرزداز تو دم می‌زنم اما قلمم می‌...

می‌دانم که پایان این داستانِ خیالی به جایی ختم نمی‌شود؛ اما ...

عاشقانه با مادر فاطمه زهرا

من نمی‌دانم پیشانیم سیاه‌ستیاکه خیلی خوش شانس یک طرف توی این...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط