شنیده بودم میگفتن شیشه آرزو یه نماده، نماد خواستن.

شنیده بودم میگفتن شیشه آرزو یه نماده، نماد خواستن.
یه شب به سرم زد تموم آرزوهامو، تموم چیزایی که میخوام داشته باشمو روی تیکه های کاغذ بنویسم بعدشم بندازم تو شیشه آرزوها.
زیر همه ی اون آرزوهایی که نوشتم، یه مربع کوچیک کشیدم که هروقت بهشون رسیدم بازش کنم و تیک بزنم.
رسیدم به اسم تو..
راستش اسم تو رو دوبار نوشتم و انداختم تو بطری
نه واسه اینکه واسه برآورده شدنش عجله داشته باشم نه، اصلا ده سال دیگه تیک بخوره.
واسه این دوبار نوشتم که از چشم خدا دور نمونه.
واسه اینکه بدونه تو رو دوبار ازش خواستم.
دوبار آرزوت کردم..

#شادی_کاف
دیدگاه ها (۱)

پارت آخر

پارت: 22 (بخش1) **زاویه دید: زین**نفس کشیدن تو اون هوا رسماً...

بیو هانا:من هانا امیه دختر معمولی دانشجو ام و رشتم هنر و ارت...

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

چند پارتی

#تک‌پارتیموضوع: (وقتی تولدشه)هان/ا.تروی صندلیش نشسته بود و غ...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

جدایی

قاب احساس. پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط