#احساسی برام نموند#زدمشون#دیگه حوصلمو برده بود با خودش بر

#احساسی برام نموند#زدمشون#دیگه حوصلمو برده بود با خودش برا اینا حوصله ایی نداشتم#نپرس چرا و برا چی#دلم ی مرده متحرک شد#مومیخوام چیکار#
دیدگاه ها (۱)

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part57بلخره رسیدیم تالار غروب بودقبل ازین که ...

امیدوارم جوابم رو بدی فری اسمت رو کامل نمیگم که بفهمن کی هست...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

به زیباییه مشکی

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

Anya x Damian پارت۶۰

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط