{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید
تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟

آهنگر سر به زیر اورد و گفت:
وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.

همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار.

حکایت و داستان های آموزنده
دیدگاه ها (۳)

ﺗﺎﺯﻩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﻣﺮﺩﻡ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺳﺖ .ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﻮﺭ ﻭ ...

صفحه 30جزء 2یک قرار معنوییدهانت معطر به صلوات بر محمد آل مح...

وقتی خداوند ازپشت دستهایش را روی چشمانم گذاشتازلای انگشتانشآ...

"الهــــی"همه "نام هــای" ِ قشـنگ ِ"تــو"را می گذارمـــشان ر...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :کدام کارشان مطابق آیات...

.آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می...

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ...

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ...

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ...

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ...

.آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می...

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ...

#داستان پندآموزآهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا...

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط