نون و القلمِ جلال آل احمد و شهادت

خدا رو شکر نون و القلم جلال تمام رو دیشب تمام کردم. مثل همیشه جلال عالی بود و کارش هم خوب بود. خدایش رحمت کند. داستانی رو تعریف کرد تا رسید به دوراهی عقل و شهادت؛ عقل معاش و شهادت. جایی که عقل واقعی و دل بت می گن: «اینجاست که خون تو تثبیت کنندۀ تمام زحماتت ه. و یک قطره خونی که الان ازت بریزه ارزشمندتر از کل روزهایی ه که از این به بعد قرار زندگی کنی.» ولی عقل مادی بهت می گه: «زنده بمون تا راهت رو ادامه بدی.» «مذاکره کن تا زنده بمونی.» «وقتی نباشی آرمانت هم نخواهد بود پس فعلاً [از آرمانت] دست بردار و فقط زنده بمون.» و پیروی از این عقل مادی ه که به دنیای [کتاب] 1984 می‌انجامد. اصلاً به نظرم دنیای 1984 دنیایی ه که شهادت توش وجود نداره.

نون و القلم معنی شهادت رو، و انتخابی رو که یک شهید می کنه رو واضح تر به ما نشون می ده. و اون موقع است که می‌فهمیم که «ما ملت شهادتیم.» داره از چه عظمتی پرده برمی‌داره…
کاش جمهوری اسلامی راه شهادت رو می‌رفت، راه شهدا رو…

#جلال_آل_احمد
#کتاب
#نون_والقلم
#1984
#شهادت
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم : مثل آدمی که باغ سرسبز...

معرفی کتاب

#Part_201روی تختم دراز کشیدم و مشغول خوندن شدم. "دنیای ماورا...

یکی از افراد گردان فجر به اسم "حبیب زیبایی عالم"یک پسر شانزد...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط