با منقار بزرگش به آسمان اشاره کرد و با خودنمایی می گفت؛ ر
با منقار بزرگش به آسمان اشاره کرد و با خودنمایی می گفت؛ رفقا آن بالا، آن بالا، درست پشـت آن ابر سیاه، سـرزمین شـیر و عسل است،
سـرزمینی کـه ما حیوانات بدبخت در آنجا بـرای همیشـه از رنج کار آسوده خواهیم شد.
حتی مدعـی بود در یکی از پـروازهای دور و دراز آنجا را به چشم دیده مزارع جاودان و پرچین هایی که روی آنها قند و کلوچه میروییده دیده.
خیلی از حیوانات گفتههای او را باور میکردند و منطق شان این بود؛ که زنـدگی اکنون پر از مشقت اسـت، و انصاف در این اسـت کـه دنیای بهتری در جای «دیگـری» وجـود داشـته باشـد!
قلعه حیوانات
جورجاورول
سـرزمینی کـه ما حیوانات بدبخت در آنجا بـرای همیشـه از رنج کار آسوده خواهیم شد.
حتی مدعـی بود در یکی از پـروازهای دور و دراز آنجا را به چشم دیده مزارع جاودان و پرچین هایی که روی آنها قند و کلوچه میروییده دیده.
خیلی از حیوانات گفتههای او را باور میکردند و منطق شان این بود؛ که زنـدگی اکنون پر از مشقت اسـت، و انصاف در این اسـت کـه دنیای بهتری در جای «دیگـری» وجـود داشـته باشـد!
قلعه حیوانات
جورجاورول
- ۷۵۶
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط