{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرفی نزن و ...موقع دیدن بغلم کن

حرفی نزن و ...موقع دیدن بغلم کن
از دور نه ! هنگام رسیدن بغلم کن

کم می کنم این فاصله ی پیرهنت را
در وقت چنین پرده دریدن بغلم کن

حالا که تو یک برکه شدی من عطش آب
بر حوض تنت تشنه، شدیدن بغلم کن

طرحی بکشم قاب دلم خنده ی نازت
در موعد این نقش کشیدن بغلم کن

مثل هیجان قلب مرا پاک بلرزان
بعد از تپش و تند تپیدن بغلم کن

مخمور شرابم لب تو ساقی شهدم
در حالت مستی و چشیدن بغلم کن

پروانه شوم آخر این قصه حكايت
از پیله ی خود روز پریدن بغلم کن
دیدگاه ها (۲)

حرفی نزن و ...موقع دیدن بغلم کناز دور نه ! هنگام رسیدن بغلم ...

-اگر تو مرا اهلی کنی؛ هر دو به هم احتیاج خواهیم داشت. تو، بر...

نعمت.الله ازموده معروف به اغاسیبی شک ماندگارترین ومحبوبترین ...

از من جز پوستی براستخوان وچهره تکیده ای باقی نمانده اگر روزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط