ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻡ ...
ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻡ ...
ﺳﮑﻮﺗﺶ ﺭﺍ ،
ﺻﺒﺮﺵ ﺭﺍ ...
ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺶ ﺭﺍ !...
ﺑﻮﺩﻧﺶ ﻋﺎﺩﺗﯿﺴﺖ ﻣﺜﻞ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ...
ﺍﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﻀﻮﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ...
ﻭ ﻣﻦ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻡ؛
تو ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ!
تو که فریاد خاموش منی...
تو را می گویم!
.....به یاد تو و فقط برای تو...
ﺳﮑﻮﺗﺶ ﺭﺍ ،
ﺻﺒﺮﺵ ﺭﺍ ...
ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺶ ﺭﺍ !...
ﺑﻮﺩﻧﺶ ﻋﺎﺩﺗﯿﺴﺖ ﻣﺜﻞ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ...
ﺍﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﻀﻮﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ...
ﻭ ﻣﻦ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﺧﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻡ؛
تو ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ!
تو که فریاد خاموش منی...
تو را می گویم!
.....به یاد تو و فقط برای تو...
- ۳۴۰
- ۲۷ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط