۳پارتی سینا ساعی وقتی

《دعواتون شده》 پارت۱
از خونه زده بودی بیرون و با صورتی گریون که با آرایش غلیزت کثیف تر شده بود تو کوچه پس کوچه های تاریک و غیر امن تهران راه میرفتی پاهات درد میکرد و لباس گرم نداشتی،داشت بارون می اومد،تصمیم گرفتی بری نزدیک ترین پارک خونتون که اصلا امن نبود،رو به روی پارک یه پیر مرد رو میشناختی که بستنی میفروخت پس تصمیم گرفتی بری اونجا که هم براش کار کنی و هم اونجا بمونی وقتی داشتی برای مشتری ها پشت سر هم کارت میکشیدی چون سرت پایین بود نفهمیدی کی جلوته تا اینکه مرد رو به روت رمز کارت رو نگفت،یهو یکی شروع به خوندن کرد و تو تصمیم گرفتی سرت رو بالا کنی و اون پسر رو ببینی،اون دوست پسرت بود،سینا...
(ات=aسینا=s)
س_ میشه درست شه،شروعش از همین جاهاست مثل چند تا کلمه و ایده و جمله که پیدا کردن به ادبیات راه مثل چنتا مسئله و بینش و پرسش که برا فیلشوفا نظریه ساخت مثل همه چیزایی که اول جزعیه و گنگه بعدش میشه یه فرهنگی آشنا این قدمای کوچیک اثرش موص ریه و و کنده اما بالاخره میشه یه فلجی باهاش حالاکه عشق توی این سینه بزرگه ببین که بشه چه حرکتی آغاز،تو بخون از عاشقانه های سر به بور،تو بخون از واژه واژه های اشک شوق از اونی که پاره پاره های قلبشووووووو،خالسانه داد با دست تو

همه تعجب کرده بودم و شروع به فیلم برداری از تو و سینا کردن،سینا به نفص نفص افتاد اون پیر مرد مردم رو جمع و جور کرد و تو و سینا رو فرستاد تو آشپز خونه
ا_اینجا،اینجا چی کار میکنی سینا
س_اومدم دنبال تو
ا_چرا اومدی اینجا
س_چون میخواستم ازت عسر خواهی کنم،ببخشید که اونطوری سرت داد زدم
ا_نه خب تو هم تقصیری نداشتی،همه چی تقصیر من بود
س_ات،هر چی که بشه،بازم من و تورو دوست دارم،پس هیچ وقت نمیزارم اینطوری خودتو تقصیر کار بدونی
ا_سینا،همه چی تقصیر من بود،اگه من،اگه من الهه رو دعوت نمیکردم اونطوری عشقشو نصبت به نامزدش پیش من پز نمیداد و من سر تو خالی نمیکردم اصلا کلا نباید اون حرفا رو میزدم بهت(ذوق)
س_نه تقصیر منه من تو زندگی مون برات کم گذاشتم
ا_اههههههه بسه دیگه،بیا بریم خونه،دارم یخ میزنم
ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی سینا ساعی وقتی

تک پارتی سینا ساعی وقتی

وانشات سینا ساعی وقتی

《دوست دخترشی و رو پاش میشینی》خونه ساکت بود فقط صدای اکسپلور ...

مربی موتور سوار

چرا انقلاب کردن

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

توضیحات بیماری و زندگی نامه چی یو🩸✨️🩸 بیماری: نفرین خونِ سرخ...

وقتی...(پارت سوم)

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط