مافیای من
#مافیای_من
پارت 22
ویوو میرا:
بیخیال برم پایین یک چیزی بخورم یکم گشنمه
رفتم تو اشپز خونه و صبحانه اماده کردم نشستم سر میز تا غذا بخورم که یهو جنگکوک اومد .
جونگکوک:اووووو...چه قیافه ی خوشمزه ای داره
بزار منم بخورم
میرا:عاااا ببخشید اقای رئیس اما اینا مال منه
تا اینو گفتم یهو اومد و نصف بیشتر غذام رو برداشت و خورد
جونگکوک: هرچی تو این خونست مال منه
میرا:عااااااااا چرا این همه خوردی اخهههههههه
یهو دیدم نیشخندی زد و رفت
با ناراحتی بقیه غذامدرو خوردم و سیر شدم با خودم گفتم «اگه اوتارو نمیخورد الان باید میریختمشون بیرون
میز رو جمع کردم و میخواستم برم تبقه بالا که یهو صدای در ویلا بلند شد
رفتم ببینم کیه
در رو باز کردم
میرا:بله
# :خانوم این بسته برای اقای جئون جونگکوکه
میرا: اها مرسی بدین به من
#: اینجا رو امضا کنید
...
میرا: ممنون... خدانگهدار
امضا کردم و رفتم که بسته رو بدو بت جونگکوک
وقتی رسیدم به اتاق جونگکوک در زدم ترچقدر در زدم کسی جوابم رو نداد... در رو باز کردم و رفتم داخل بت درو دیوار اتاق نگاه کردن خیلی شیک بود و کل اتاق با رنگ های تند و تاریک دیزاین شده بود
همینجوری که داشتم به اتاق نگاه میکردم چشمم خورد به میزی که روش عکس های بچگی جونگکوک بود توی بچگی خیلی ناز و با نمک بوده الان هم اگه انقدر جدی نبود خیلی کیوت بود
انقدر درگیر نگاه کردن به عکسا شده بود که یادم رفت چرا به اوجا رفته بودم یهو در حمام باز شد جونگکوک از حمام اومده بود و کاملا لخت بود یهو تا دیدمش برگشتم و
جیغ زدم
دهنم رو گرفتم و از اتاق رفتم بیرون کلی هم معذرت خواهی کردم
د اخه دختره ی احمق تو اتاق اون چیکار میکنی تووووووو.
...
پایان پارت 22
پارت 22
ویوو میرا:
بیخیال برم پایین یک چیزی بخورم یکم گشنمه
رفتم تو اشپز خونه و صبحانه اماده کردم نشستم سر میز تا غذا بخورم که یهو جنگکوک اومد .
جونگکوک:اووووو...چه قیافه ی خوشمزه ای داره
بزار منم بخورم
میرا:عاااا ببخشید اقای رئیس اما اینا مال منه
تا اینو گفتم یهو اومد و نصف بیشتر غذام رو برداشت و خورد
جونگکوک: هرچی تو این خونست مال منه
میرا:عااااااااا چرا این همه خوردی اخهههههههه
یهو دیدم نیشخندی زد و رفت
با ناراحتی بقیه غذامدرو خوردم و سیر شدم با خودم گفتم «اگه اوتارو نمیخورد الان باید میریختمشون بیرون
میز رو جمع کردم و میخواستم برم تبقه بالا که یهو صدای در ویلا بلند شد
رفتم ببینم کیه
در رو باز کردم
میرا:بله
# :خانوم این بسته برای اقای جئون جونگکوکه
میرا: اها مرسی بدین به من
#: اینجا رو امضا کنید
...
میرا: ممنون... خدانگهدار
امضا کردم و رفتم که بسته رو بدو بت جونگکوک
وقتی رسیدم به اتاق جونگکوک در زدم ترچقدر در زدم کسی جوابم رو نداد... در رو باز کردم و رفتم داخل بت درو دیوار اتاق نگاه کردن خیلی شیک بود و کل اتاق با رنگ های تند و تاریک دیزاین شده بود
همینجوری که داشتم به اتاق نگاه میکردم چشمم خورد به میزی که روش عکس های بچگی جونگکوک بود توی بچگی خیلی ناز و با نمک بوده الان هم اگه انقدر جدی نبود خیلی کیوت بود
انقدر درگیر نگاه کردن به عکسا شده بود که یادم رفت چرا به اوجا رفته بودم یهو در حمام باز شد جونگکوک از حمام اومده بود و کاملا لخت بود یهو تا دیدمش برگشتم و
جیغ زدم
دهنم رو گرفتم و از اتاق رفتم بیرون کلی هم معذرت خواهی کردم
د اخه دختره ی احمق تو اتاق اون چیکار میکنی تووووووو.
...
پایان پارت 22
- ۵.۷k
- ۱۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط