نجات آخرالزمانی
#نجات آخرالزمانی
به یک لحاظ همان نجات از اسارت و توهّم و جنون و جنایت علوم و فنون حافظه ای – تاریخی است که در منطق قرآنی علم بغی نامیده میشود یعنی علم ظلمانی و گمراه کننده. و دجّال نیز همان تکنولوژی حاصل از این علوم است که در نقطه مقابل امام قرار دارد که مظهر علم حضوری است. (1)
قتل دجال و ابلیس
در روایات اسلامیآمده که مهدی موعود(ع) در آستانه ظهور جهانیش با یاری حضرت مسیح(ع)، دجّال و ابلیس را به قتل میرساند.
میدانیم که ابلیس و شیاطین که فرزندان و لشکریان اویند از جنس آتش خالص هستند زیرا از جنس جن میباشند (قرآن کریم) پس قابل کشته شدن نیستند بلکه منظور برانداختن سیطره ایشان در بشریت است چرا که اصلاً ابلیس از ازل در جرگه ملائک و پرستندگان مقرب حق تعالی بود و با آفرینش جدید انسان بهعنوان خلیفه خدا بود که کافر و مطرود و ملعون حق گردید و لذا به عداوت با انسان برخاست تا از او انتقام بگیرد و انسان را هم چون خود از خدایش دور سازد.
پس شیطان دشمن مقام خلافت اللّهی انسان است.
پس این عداوتی عرفانی است.
پس نبرد با شیطان یک نبرد علمی و عرفانی است یعنی از جنس شیطانشناسی است همانطور که در قرآن کریم هم هرگز آدمی امر به قتال با شیاطین نشده است بلکه حداکثر به مؤمنان امر شده تا با اولیای شیطان در میان بشر پیکار کنند یعنی با انسانهای شیطانپرست بستیزند:
«شما مؤمنان باید با اولیای شیطان پیکار کنید و بدانید که نقشه شیطان بسیار بیبنیاد و سست است.» نساء76-
همانطور که در جای جای قرآن کریم، شیطان با مکر و دسیسه و فریبکاریها و وعدههای دروغین و توصیههای رندانهاش معرفی شده است و لذا شیطان از درب جهل و تاریکی بر انسان وارد میشود و بر او مسلط میگردد:
«شیطان به آنها وعده میدهد و به آرزوهای دور و دراز مشغول میدارد و جز فریب و غرور برای بشر کالائی ندارد.» نساء120-
پس شیطان فقط از راه ناخودآگاهی و غفلت و حماقت بشری وارد میشود و او را بیخود و مجنون و مسخ میکند: «و شیطان او را دچار نسیان کرد…» انعام68-
راه نجات
پس تنها راه نجات از وسوسهها و فریب شیطان همانا خودآگاهی است و میدانیم که ذکر خداوند قدرتمندترین عنصر خودآگاهی میباشد:
«هر که خدای را از یاد ببرد خداوند هم وی را از یاد خودش میبرد و خود را فراموش میکند.»قرآن-
پس شیطان عنصر بیخودی در بشر است همانطور که خداوند هم نور خودآئی بشر است:
«هر کس خدای را از یاد برد شیطان را بهسراغش میفرستیم تا با او بماند.» زخرف36- (2)
لقاءالله در حیات دنیا
134- « پس کسی که به دیدار پروردگارش امیدوار است بایستی اعمالش را به صلح بکشاند و برای پروردگارش شریکی قرار ندهد » کهف
« و آنانکه نشانه های دیدار پروردگار و دیدارش را منکر شدند از رحمت من نومید شدند و ایشان را عذابی دردناک است »
این آیات نشان دهنده لقاءالله در حیات دنیاست وگرنه در دیدار قیامت کبرا همه خلایق جمعاًً در محضر حضرت حق قرار می گیرند و دیدار می کنند خواه ناخواه. یعنی آنکه مشتاق دیدار حق در حیات دنیاست بایستی صالح و موحد باشد و در این معنا هیچ تردیدی نیست.
📚 پینوشتها و منابع:
کتاب پدیدهشناسی عرفانی، بند ۴۴، استاد علیاکبر خانجانی
کتاب شیطانشناسی، صفحه اول، استاد علیاکبر خانجانی
کتاب آفرینش عرفانی – خلق جدید، استاد علیاکبر خانجانی
به یک لحاظ همان نجات از اسارت و توهّم و جنون و جنایت علوم و فنون حافظه ای – تاریخی است که در منطق قرآنی علم بغی نامیده میشود یعنی علم ظلمانی و گمراه کننده. و دجّال نیز همان تکنولوژی حاصل از این علوم است که در نقطه مقابل امام قرار دارد که مظهر علم حضوری است. (1)
قتل دجال و ابلیس
در روایات اسلامیآمده که مهدی موعود(ع) در آستانه ظهور جهانیش با یاری حضرت مسیح(ع)، دجّال و ابلیس را به قتل میرساند.
میدانیم که ابلیس و شیاطین که فرزندان و لشکریان اویند از جنس آتش خالص هستند زیرا از جنس جن میباشند (قرآن کریم) پس قابل کشته شدن نیستند بلکه منظور برانداختن سیطره ایشان در بشریت است چرا که اصلاً ابلیس از ازل در جرگه ملائک و پرستندگان مقرب حق تعالی بود و با آفرینش جدید انسان بهعنوان خلیفه خدا بود که کافر و مطرود و ملعون حق گردید و لذا به عداوت با انسان برخاست تا از او انتقام بگیرد و انسان را هم چون خود از خدایش دور سازد.
پس شیطان دشمن مقام خلافت اللّهی انسان است.
پس این عداوتی عرفانی است.
پس نبرد با شیطان یک نبرد علمی و عرفانی است یعنی از جنس شیطانشناسی است همانطور که در قرآن کریم هم هرگز آدمی امر به قتال با شیاطین نشده است بلکه حداکثر به مؤمنان امر شده تا با اولیای شیطان در میان بشر پیکار کنند یعنی با انسانهای شیطانپرست بستیزند:
«شما مؤمنان باید با اولیای شیطان پیکار کنید و بدانید که نقشه شیطان بسیار بیبنیاد و سست است.» نساء76-
همانطور که در جای جای قرآن کریم، شیطان با مکر و دسیسه و فریبکاریها و وعدههای دروغین و توصیههای رندانهاش معرفی شده است و لذا شیطان از درب جهل و تاریکی بر انسان وارد میشود و بر او مسلط میگردد:
«شیطان به آنها وعده میدهد و به آرزوهای دور و دراز مشغول میدارد و جز فریب و غرور برای بشر کالائی ندارد.» نساء120-
پس شیطان فقط از راه ناخودآگاهی و غفلت و حماقت بشری وارد میشود و او را بیخود و مجنون و مسخ میکند: «و شیطان او را دچار نسیان کرد…» انعام68-
راه نجات
پس تنها راه نجات از وسوسهها و فریب شیطان همانا خودآگاهی است و میدانیم که ذکر خداوند قدرتمندترین عنصر خودآگاهی میباشد:
«هر که خدای را از یاد ببرد خداوند هم وی را از یاد خودش میبرد و خود را فراموش میکند.»قرآن-
پس شیطان عنصر بیخودی در بشر است همانطور که خداوند هم نور خودآئی بشر است:
«هر کس خدای را از یاد برد شیطان را بهسراغش میفرستیم تا با او بماند.» زخرف36- (2)
لقاءالله در حیات دنیا
134- « پس کسی که به دیدار پروردگارش امیدوار است بایستی اعمالش را به صلح بکشاند و برای پروردگارش شریکی قرار ندهد » کهف
« و آنانکه نشانه های دیدار پروردگار و دیدارش را منکر شدند از رحمت من نومید شدند و ایشان را عذابی دردناک است »
این آیات نشان دهنده لقاءالله در حیات دنیاست وگرنه در دیدار قیامت کبرا همه خلایق جمعاًً در محضر حضرت حق قرار می گیرند و دیدار می کنند خواه ناخواه. یعنی آنکه مشتاق دیدار حق در حیات دنیاست بایستی صالح و موحد باشد و در این معنا هیچ تردیدی نیست.
📚 پینوشتها و منابع:
کتاب پدیدهشناسی عرفانی، بند ۴۴، استاد علیاکبر خانجانی
کتاب شیطانشناسی، صفحه اول، استاد علیاکبر خانجانی
کتاب آفرینش عرفانی – خلق جدید، استاد علیاکبر خانجانی
- ۱.۵k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط