وقتی برای اولین بار پیشش پریود میشی p2(آخر)
#سناریو #استری_کیدز #جونگین #هیونجین #فلیکس #هان #لینو #بنگچان #چانگبین #سونگمین
به سمت اتاق رفت تا لباساشو عوض کنه که حرفی زدی.
× چان نیازی نیست
× این... برای هر زنی پیش میاد
از خجالت کمی سرخ شدی، حالا چان متوجه مشکلت شده بود. لبخندی زد و به سمتت اومد؛ دستاتو گرفت و بوسه ای روشون گذاشت.
÷ هی تو نباید بابت این چیزا خجالت بکشی باشه؟
با شصتش گونتو نوازش کرد و توی یک حرکت بغلت کرد و به سمت اتاق بردت.
× چیکار میک...
÷هیششش،فقط بزار انجامش بدم باشه؟ قول میدم دردش کمتر شه
سری تکون دادی و بهش اجازه دادی تا کاری که میخواد رو انجام بده.
آروم روی تخت قرارت داد، پتو رو روت کشید و به سمت آشپزخونه رفت. بعد از چند دقیقه همراه با قرص های مورد نیازت و کیسه آبگرم به سراغت اومد، پتو رو از روت کنار زد و کیسه آبگرم رو آهسته زیر شکمت گذاشت.
÷ این قرصارو بخور.
قرصارو از دستش گرفتی و با کمی آب خوردی...
نیم ساعتی گذشت،حالا دردت کمی کمتر شده بود و بدنت آروم گرفته بود. چان روی تخت اومد و از پشت کرد.
× ممنونم چانی
×و متاسفم...، فکر کنم همه برنامه هاتو برای امروز بهم زدم.
چان همونطور که موهاتو نوازش میکرد با صدای مرونش لب زد.
÷اصلا مهم نیست عشقم*بوسه ای روی گردنت زد* فقط بهم قول بده که دیگه هیچ وقت ازم پنهونش نکنی باشه؟
سرتو تکون دادی.
÷ دوستت دارم عشق من، تو با ارزش ترین دارایی منی...
به سمت اتاق رفت تا لباساشو عوض کنه که حرفی زدی.
× چان نیازی نیست
× این... برای هر زنی پیش میاد
از خجالت کمی سرخ شدی، حالا چان متوجه مشکلت شده بود. لبخندی زد و به سمتت اومد؛ دستاتو گرفت و بوسه ای روشون گذاشت.
÷ هی تو نباید بابت این چیزا خجالت بکشی باشه؟
با شصتش گونتو نوازش کرد و توی یک حرکت بغلت کرد و به سمت اتاق بردت.
× چیکار میک...
÷هیششش،فقط بزار انجامش بدم باشه؟ قول میدم دردش کمتر شه
سری تکون دادی و بهش اجازه دادی تا کاری که میخواد رو انجام بده.
آروم روی تخت قرارت داد، پتو رو روت کشید و به سمت آشپزخونه رفت. بعد از چند دقیقه همراه با قرص های مورد نیازت و کیسه آبگرم به سراغت اومد، پتو رو از روت کنار زد و کیسه آبگرم رو آهسته زیر شکمت گذاشت.
÷ این قرصارو بخور.
قرصارو از دستش گرفتی و با کمی آب خوردی...
نیم ساعتی گذشت،حالا دردت کمی کمتر شده بود و بدنت آروم گرفته بود. چان روی تخت اومد و از پشت کرد.
× ممنونم چانی
×و متاسفم...، فکر کنم همه برنامه هاتو برای امروز بهم زدم.
چان همونطور که موهاتو نوازش میکرد با صدای مرونش لب زد.
÷اصلا مهم نیست عشقم*بوسه ای روی گردنت زد* فقط بهم قول بده که دیگه هیچ وقت ازم پنهونش نکنی باشه؟
سرتو تکون دادی.
÷ دوستت دارم عشق من، تو با ارزش ترین دارایی منی...
- ۱۳۸.۰k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط