گیسوی تو آشفت و به هم ریخت ریخت جهان را

گیسوی تو آشفت و به هم ریخت ریخت جهان را
آنگونه که تصنیف بنان روح خزان را

در این همه زیبایی تو لطف سخن نیست
هر آینه در وصف تو بسته ست دهان را

از گوشه و از پرده و از شور گذشتی
تا در تو نکیسا بزند جامه دران را

آفاق پر از منظره ! یک طرح بخند و...
دیوانه کن از نو قلم فرشچیان را

آهوی سیه چشم مکش سرمه به چشمت
آشفته نکن خواب خوش مجتهدان را

با ناز نرو ، نشم نیا ...،راه مینداز
اینقدر به دنبال خودت پیر و جوان را

لا مذهب جادو شده با عشق چه کردی؟
که پیش تو چون طفل چنین بسته زبان را

تلفیق شب و شعر و شرابی و جنونی
هر کس به تو پیوست رها کرده زمان را

بیخود شدگانیم ، دل از هر چه بریدیم
اینگونه تو در شور نزن جهان را
دیدگاه ها (۱)

امیر نقدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط