[••کپشن••]

[••کپشن••]
یِک بار زَنگ زَده بودم مَنزل یِکی از دوستام کِه فامیلیش نَقی زاده بود . .
اسمش هم رِیحانه بود و با یِکی دیگِه از دوستام کِه کُلاً هیچ چیزِش یادم نیست روی یِه نیمکت مینِشستیم ! . .
مادرِش كه گوشی رو بَرداشت، اِسمشُ يادم رفت.
- سلام منزل نَقی‌زاده؟
از بابام ياد گرفته بودم بگويم منزلِ فلانی . . مادرش کِه انگار میخاست بُخورم شاكی و عَصبی گفت:
+ با كی كار دارين؟
- با‌ .. دخترتون!
+ كُدوم‌شون رو میگی؟
تک ‌دُختر خانواده بُودم و فِكر اين رو نكَردم كه تو يِک خانه شايد بيش از يک دُختر وجود داشته باشد . .
+ كدوم‌شون؟ با كدوم‌شون كار دارى؟
شاكی‌تر و عصبی‌تر پرسيد .
هول شدم . يادم نيامَد كه مَثلا بگويم آن كه کِلاس هشتمِ . .
مِن‌مِن‌كُنان گفتم «اون كه موهاش فِرفِريه، حرف بَد میزنه، قَشنگ می‌خَنده، ».
+ اونی كه قَشنگ میخَنده خونه نیست!
و گوشی رو قطع کَرد . .
فَردايش ریحانه گفت «من قشنگ می‌خندم!؟»
و ریسه رفت シ
من حِرصم گرفته بود چون دَفتر مشقم رو نياورده بود ، ولی از قَشنگ خنديدنش خنده‌ام گرفت˘˘
بَعد ها فِكر كردم آدم بايد هراز گاهی اِسم هم‌خانه‌اش رو، رُفقایش رو، بَغل‌دستی هاشو فراموش كند ، بعد زور بزند و توى سِه جُمله توصيف‌شان كند؛ بُدو بُدو بگويد مَثلا: آن‌كِه خَنده‌اش قَشنگ است.
آن‌كِه حرف زدنش مثل قهوه‌ى تازه‌ دم است .
آن‌كه افکارش عاشقانه است .
حالا ! . .
اگه یِ روز اِسم منو یادت بره چی میگی که توصیفم کنی -.- ؟
همون دختر کهِ . . .
هَمتون بگید واگرنه میکُشمتون0-0🔪
#خُدت‌خَلاق‌بآش‌دوست‌عزیزکُپی‌ممنوع😐🖐
•| https://harfeto.timefriend.net/16115823312575 |•
حرفی اگر هست، میشنوم!🍁🔗
#منتخب‌شد**!
دیدگاه ها (۷۸)

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

لونا و ويليام

#admin_yoki #My_deity #part2☆فلش بک به روزی که دازای بهوش او...

My Boy❄

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

دنیای ما

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7۹از اتاق خارج شدن ک...

Part ¹⁴ویو لیلی با رضایت از کارم لبخندی زدمو گفتم+ نگران نبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط