این پسره که تو تصویر میبینید 15 سال سن داره عاشق یه دختره
این پسره که تو تصویر میبینید 15 سال سن داره عاشق یه دختره هم سنه خودش میشه و مدام دختره محلی بش نمیذاره تا اینکه پسره پری روز میره تو مدرسه دختره و سه تا گنجشگو به تیرک دروازه مدرسه دخترانه با بند اعدام میکنه(مدرسه بدون سرایدار)و فقط دختره میدونه کاره کی بوده..
بعد مدرسه پسره میاد سره راه دختره میگه فردا نوبته منه که برم جای گنجشکا فکراتو بکن که دختره بازم محلی بش نمیذاره و دیروز که دره مدرسه رو باز میکنن تا پسره خودشو به تیرک مدرسه اویزون کرده..
اینم تصویری که دوستم امروز از صحنه گرفته/اینجا شهری هست بنام سوق واقع در استان یاسوج
من که با دیدن این تصویر و داستانش شوکه شدم( بچه ها اینو تو وایبر واسم فرستادن نمیدونم واقعیه یا نه اگه کسی از دوستان اهل اون طرفاست بگه که راسته یا دروغ؟؟؟؟؟؟؟
بعد مدرسه پسره میاد سره راه دختره میگه فردا نوبته منه که برم جای گنجشکا فکراتو بکن که دختره بازم محلی بش نمیذاره و دیروز که دره مدرسه رو باز میکنن تا پسره خودشو به تیرک مدرسه اویزون کرده..
اینم تصویری که دوستم امروز از صحنه گرفته/اینجا شهری هست بنام سوق واقع در استان یاسوج
من که با دیدن این تصویر و داستانش شوکه شدم( بچه ها اینو تو وایبر واسم فرستادن نمیدونم واقعیه یا نه اگه کسی از دوستان اهل اون طرفاست بگه که راسته یا دروغ؟؟؟؟؟؟؟
- ۵.۵k
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط