نمی دانم خوشی هایم چرا اینقدر کوتاه است

نمی دانم خوشی هایم چرا اینقدر کوتاه است
چـرا هرگاه می خنـدم، دلم نـاگاه مـی گیرد؟!
دیدگاه ها (۱)

دلم برای دست‌هایی تنگ شدهکه بی‌صدا غصه‌هایم را جمع می‌کردو ب...

خوشم از تب عشقت شبی گیرد خدا جانم نمی دانم در آغوش تو جانم ...

و نمی‌دانمبا وجود این روزهای طولانیعمر مردم چرا زود به آخر م...

نمی‌دانم:)شاید تا ابد، در دلم‌ماندی ♡♤عزیز کرده...

نمی دونم چرا ولی واقعا خندم گرفت چون واقعیههههه#بی تی اس ##ب...

یک روزی هست که خدا چرتکه دستش می گیردو حساب و کتاب می کندو آ...

🕊✍️دلنوشته ایی برای پدرم🕊فکر تو را حتی در میان خنده‌هایم نمی...

خدایا…هر آنچه در توانم بود با تمام دلم انجام دادمو برای آنچه...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط